تبليغاتX
Brothers' Ardjanov

Brothers' Ardjanov

درج مطالب این وبلاگ در روزنامه کیهان و ابرار و خبرگزاری فارس و رجانیوز حرام است!

     این مقاله به معرفی شهر بهبهان/ارجان در دایره المعارف ویکی پدیا پرداخته است. در مقاله به ریشه چندقومیتی ارجانیها اشاره شده: ارجانیان نجیب/ سادات اسلامی/ اسرائیلیان یا عبرانی ها/لرها. نکته جالب اشاره به ۳۰٪ یهودی/ ۶۰٪ زرتشتی و سایر ادیان ۱۰٪  در ارجان است و اینک تماما این مردم در زمان ما مسلمان "آمرانه و دستوری" هستند. از جلوه های پیشینه یهودی-عبری ارجان قداست روز شنبه (Shabbat or Shabbos, Sabbath : שבת, shabbāt, shabbes, "rest/inactivity"), بین مردم کنونی بهبهان است. برای اطلاع بیشتر در مورد آئینهای کهن و عبرانی ارجانیها/بهبهانیها و دلایل و زمینه های تاریخی- سیاسی به اجبار مسلمان نمودن این مردم مخصوصاً در عصر صفویه حتماْ به مقاله اشکان در پستها قبلی مراجعه کنید.

Behbahan (Persian: بهبهان) is a city in the Khuzestan province, Iran. Behbahan had an estimated population of 96,836 in 2005. To the north of the city lie the ruins of the ancient city Arrajan, built during the Sassanian period, where important remnants from the Elamite era can be found.

The people of Behbahan (Behbahanis) speak a Persian dialect distinct to their group, as well as Luri, and may still use words of Khuzi origin, the language of the original inhabitants of Khuzestan. Behbahanis claim various lines of descent: from the ancient peoples of Arrajan, the nobility, the Prophet Muhammad, ancient Israelites, or the Lurs. The inhabitants of the suburban districts are primarily of Lur background. The majority of Behbahanis are remains of Arrajan (Arjan/Argan) after an earthquake destroyed a dam, which lead to the flooding of the city. People of Arrajan were originally Zoroastrian with a Jewish minority during the elamite period, and later on converted to Islam. The details of how or when they were forced to convert are unclear (see Encyclopedia Iranica, entry for Behbahan). According to the elderly of the city and the oral history, the current population of Behbahan consists of a mixture of at least 30% Jewish background, 60% zoroastrian background, and 10% others. They are all "officially" muslims, even those who still observe sabbath to be the holy day of the week.

+ بیان شده در Tue 20 May 2008ساعت 3:2 از برادران ارجانف |


شهر ما را در نظرگاه گذشته در متون زیر میتوان دید:

اراجان و اورجان و عامه ايرانيان آنرا ارغان نامند و متنبي راء آنرا بتخفيف آورده است در اين بيت :


ارجان َ ايّتها الجيادُ فانه
عزمي الذي يَدع ُ الوشيج مکسّرا.


و قال ابوعلي : ارجان وزنه فَعّلان و لاتجعله افعلان لانک ان جعلت َ الهمزة زائدة جعلت الفاء والعين من موضع واحدو هذا لاينبغي ان يحمل علي شي لقلته اَلاتري انه لايجي منه الا حروف قليلة فان قلت َ اِن فعلان بناء نادر لم يجي في شي من کلامهم و افعلان قدجاء نحو انبجان و ارْوَنان قيل هذاالبناءُ و ان لم يجي في الابنية العربية فقد جاء في العجمي بکم اسماً ففعلان مثله اذا لم يُقَيّدْ بالالف والنون و لايُنکر ان يجي العجمي علي مالاتکون عليه امثلةُالعربي الاتري انه قدجاءَ فيه نحو سَراويل في ابنيةالاًّحاد و ابريسم و آجُرّ و لم يجي علي ذلک شي من ابنية کلام العرب فکذلک ارجان و يَدُلّک علي انه لايستقيم ان يُحْمَل َ علي افعلان ان سيبويه جعل اِمًّعة فَعًّلة و لم يجعله اِفعَلة بناء لم يجي في الصفات و ان کان قدجاءَ في الاسماء نحو اِشفَي و اِنفَحَة و اِبيَن و کذلک قال ابوعثمان في اِمّا في قولک امّا زيد فمنطلَق انک لو سميت َ بها لجعلتَها فعّلا و لم تجعلها اِفعَل لما ذکرنا و کذلک يکون علي قياس قول سيبوَيه و ابي عثمان الاِجاص والاجّانة و الاِجار فِعّالاً و لايکون اِفعالاً والهمزة فيها فاءالفعل وحکي ابوعثمان في همزة اِجّانة الفتح و الکسر و انشدني محمدبن السري :


اراد اللّه ان يُخزي بُجيراً
فسلّطني عليه بارّجان .


اصطخري گويد: ارّجان شهريست بزرگ و کثيرالخير و در آن نخيل و زيتون بسيار است و داراي ميوه هاي سردسيري و گرمسيري است و اين ناحيه برّي و بحري و سهلي و جبلي است ، آب آن فراوان ، مسافتش تا دريا يک روزه راه است و بين ارّجان و شيراز شصت فرسنگ است و بين آن و سوقالاهواز نيز شصت فرسنگ. و نخستين کسي که به روايت ايرانيان آنرا بنا کرد قباذبن فيروز پدر انوشروان عادل است ، آنگاه که سلطنت را از برادر خود جاماسب بازگرفت و با روميان غزو کرد و از دياربکر دو شهر ميّافارقين و آمد را فتح کرد و آن دو در تصرف روميان بود وي بفرمود تا شهر مزبور را در سرحد فارس و اهوازبنا کردند و آنرا «اَبَرقُباذ» ناميد و اين همانست که ارّجان خوانده ميشود و در آن شهر قباد اسراي دو شهر مذکور را ساکن گردانيد آن ناحيه را کوره اي کرد و روستاهائي از رامهرمز و کوره شاپور و کوره اردشيرخره و کوره اصفهان بدان ضميمه کرد. گويند در فتوح اسلام ذکر ارّجان آمده است و ياقوت گويد ندانم مُراد همين موضع است يا جز آن ، يا يکي از دو روايت غلط است وهم گويند بعض کوره ارجان متعلق به اصفهان بود و بعض آن متعلق به اصطخر و بعض آن متعلق به رامهرمز و درعهد اسلام مجموع آنها را کوره واحد کردند و آن از کُوَر فارس محسوب شد.

احمدبن محمدبن الفقيه گويد: حديث کرد مرا محمدبن احمد الاصبهاني که در ارّجان غاريست در کوهي که از آن آبي شبيه بعرق از سنگي بجوشد و ازآن مومياي سپيد نيکو گيرند و اين غار دري آهنين و نگهبانان دارد و آن در بسته است و بمهر سلطان ممهور است مگر در سال يک روز که قاضي و شيوخ بلد گرد آيند ودر حضرت ايشان آن در بگشايند و مردي ثقه عريان داخل شود و آنچه از موميا جمع شده گرد کند و آنرا در قاروره اي کند و وزن آن در حدود صد مثقال باشد پس بيرون آيد و در را ببندند و مهر کنند و مجموع موميا را نزدسلطان برند و خاصيت آن علاج هر گونه شکاف يا شکست استخوان است ، به کسي که استخوانش شکسته باشد بمقدار عدسي از آن بنوشانند، با نوشيدن اول استخوان منجبر شودو در وقت صلاح پذيرد. بشّاري و اصطخري گويند که اين غار در کوره دارابجرد است و ياقوت گويد من آنرا در جاي خود ياد کنم . از ارجان تا نوربندجان (نوبندگان ) شيراز بيست وشش فرسنگ است و بين آن دو شعب بوّان است که بکثرت درختان و نزهت موصوف است و جماعت بسيار از اهل علم به ارّجان منسوبند از جمله ابوسهل احمدبن سهل الارجاني و ابوعبداللّه محمدبن حسن الارجاني و ابوسعد احمدبن محمدبن ابي نصر الضرير الارجاني الجُلکي الاصبهاني و قاضي ابوبکر احمدبن محمدبن الحسين الارجاني الشاعر. (معجم البلدان ).

مولف مجمل التواريخ والقصص گويد: [ قباد ] بر سرحدّ پارس شهري بنا کرد «به از ايمدُکواد » نام کرد و آنست که اکنون ارغان خوانند، معني چنانست که از ايمد بهتر است - انتهي . و گويند قبر يکي از حواريين عيسي عليه السلام بدانجا است بنام ارجيان . (تاج العروس ماده ر ج ن ). مولف نزهةالقلوب گويد: شهر بزرگي بوده ، در استيلاء ملاحده خرابي تمام به اوراه يافته ، هوايش گرمسير عظيم است و آبش از رود طاب که از ميان آن ولايت ميگذرد. بر روي آن آب پلي است مکان نام آنست . حاصل و فواکه و مشموماتش زياده خوب بخصوص انار ملسش زياده تعريف دارد. در آن حدود قلاعي است چون قلعه طيفور و دز کلات و خرابي اين شهر از سکنه اين قلاع بوده است . مردم ارّجان مصلح و به خويشتن مشغولند.

مولف مرآت البلدان آرد: عقيده جغرافي دانان فرنگ اين است که ارّجان از شهرهاي معتبر فارس و نزديک خوزستان و دورش حصار محکمي است و هفت دروازه و مساجد زياد و بازاري معمور دارد. پلي در نزديکي شهر است که از بناهاي نامي محسوب شود. بندري در کنار درياي فارس دارد موسوم به مه رويان ، شايد که بندر ديلم حاليه باشد و بزعم بعضي ارّجان بهبهان است .

 و در ضميمه معجم البلدان آمده : بستاني در دائرةالمعارف گويد ارّجان شهريست بزرگ در آخر حد فارس از جهت خوزستان و آن بدست عثمان بن ابي العاص الثقفي و ابوموسي الاشعري بسال 23 ه' . ق. فتح شد و سپس عمادالدولةبن بويه الديلمي بسال 321 بر آن استيلا يافت و بهاءالدوله بسال 380 ه' . ق. بر آن مسلط شد و از آن شهر هزارهزار دينار وهشت هزار درهم بستد و سپس عبدالملک الرحيم بن ابي کاليجار الديلمي در اواسط مائه پنجم بر آن دست يافت .

مولف برهان قاطع گويد: اره جان با ثاني مشدد و جيم ، نام شهريست که مابين آن شهر و شيراز شصت فرسنگ راه است و آن را عوام اره غان خوانند با غين نقطه دار. در منتهي الارب آمده : رجّان کشدّاد، شهريست بفارس و يقال فيه ارّجان ايضا از آن شهر است احمد رجّاني بن حسن و احمد رجّاني بن ايّوب و عبداللّه رجّاني بن محمدبن شعيب و برادرش احمد رجّاني که محدث اند.

رجوع به معجم البلدان و ضميمه معجم البلدان ج 1 ص 213 و مجمل التواريخ والقصص ص 74 و 390 و عقدالفريد چ محمد سعيد العريان ج 2 ص 229 و تاريخ الحکماي قفطي ص 408 و فارسنامه ابن البلخي چ کمبريج ص 84، 115، 121، 148، 149، 150، 152، 162 و مرآت البلدان و حبيب السير ج 1 ص 351 و روضات الجنات ص 419 و قاموس الاعلام ترکي و رجوع به قبادخور و الجماهر بيروني ص 204 و رجوع به ارجاني شود.

+ بیان شده در Tue 20 May 2008ساعت 1:9 از برادران ارجانف |


 

هر شب با خیال خوش تو به خواب خواهم رفت

در آغوش گرم و بوسه های آتشین خورشیدت.

شهر من دلداده ای غمگین،

گرم دور و رویایی  

ز فرزندان کنون گم شده در جنگل انبوه فراموشی

در این سرزمین سبز مالایی.

شهر من چو پری نشسته بر ساحل

تا بر آغوش کشد مردان گریخته و بیمارش

و فریبد با چشمهای پرشرر و هوسبارش.

مردمان به دور مانده در غربت

در اندیشه هر شب که چیست عاقبت ... زندگی ... هوس و این دل غافل؟

هر شب به رویای مردان شهر من

زنان دگر سان و زیبایند،

هوسبار و عشقهاشان آتشین.

هر شب به رویای زنان به غربت رفته آن شهر

با مردان سپیدرو و درشت چشم و ملتهب از خواهش

همبسترند و میان بازوان زورآوردشان

عاشقانه ناله های دوری از عشق سرزمین خود را می خوانند.

شب گذشته ولی کنون در شهر پرعطش من

هنوز مردان و زنان در بسترند

اشک می ریزند برای من ... تو و ما که با این صبح آمده از راه

رویای شبانه مان باز هم رنگ می بازد

و آمدن روزی در این جنگل و سحرگه بوسه های شهر مرا میخواند.

Ashkan

Kuala Lumpur

April.27.2008

 

+ بیان شده در Fri 16 May 2008ساعت 0:26 از برادران ارجانف |


  1. این نحوست ریشه تاریخی در مذهبی داشته که در بین مردم ارجان و بهبهان زمانی رواج داشته است ولی در این زمان پیروی ندارد. توضیحات بالا تائید این فرضیه را نشان می دهد که بله کیش یهودیت از جمله ادیان رواج یافته در دولت شهرهای دشت خوزیا و ارجان بوده است.
  2. در فرضیه هشتم آمده بود که این نحوست ریشه در اجتماعی دارد که مردم و جامعه شهری بهبهان امروز بازمانده آنها هستند. در فرضیات قبلی بویژه در فرضیه ششم با نگاهی تاریخی و جامعه شناختی به این نتیجه رسیدیم که علی رغم سرنگونی ارجان و ویرانی آن بعد از زلزله قرن هفتم هجری بدون فاصه زمانی طولانی در جوار آن منطقه و در دشت جنوبی تر ان شهری بنا نهاده میشود به نام بهبهان که اکثریت مورخان و باستانشناسان بر برجای ماندگی این مردم از شهر ارجان اتفاق نظردارند.

پس با جمع بندی فرضیات قبلی میتوان گفت که رسم و آئین قداست و تابوگونه روز  شنبه در شهر ارجان رواج داشته که بعد از ویرانی آن برجای ماندگان آنها یعنی بهبهانیها تداوم دهنده این رسم بوده اند. رسم و آئینی که منشاء آن از دین یهودیت بوده و در ارجان به عنوان دین و مذهب اصلی مردم شهر قبل از ورود اسلام و حتی در پاره ای از دوره های با آزادی سیاسی اجتماعی رواج داشته است.

جمع بندی و نتیجه گیری

این بررسی به روش تاریخی هرمنوتیک و با توجه به اسناد و مدارک موجود و کتابهای برجای مانده تاریخی و کتب جدید به مطالعه و بررسی دلایل اجتماعی تاریخی قداست نحوست گونه روز شنبه در فضای شهری منطقه ای ارجان قدیم و بهبهان پرداخته است. ابتدا به حوزه مفهومی شناختی آن روز در ساختار فرهنگی اجتماعی دولت شهر ارجان قدیم و بهبهان امروز پرداخته و به معذفی این روز در روند زمانی خود پرداخته است. سپس به بیان فرضیات علمی در جهت آزمون علمی نگرشهای تارخی مفهومی تابو بودن این روز در ارجان و بهبهان اشاره شد. همچنین در این مقاله به کشف و بیان شش حوزه مردمی اجتماعی و جامعه اثرگذار و اثرپذیر بر و از جامعه ارجان به نامهای شمال و شرق لری، شرق پارسی، غرب عربی، جنوب بندری، شمال و غرب دولت شهری غیرعربی مثل شوشتر و دزفول، اقلیت مذهبی قومی صابئین اشاره شد.

فرضیات هفتگانه بررسی ومرد مطالعه قرار گرفته و نتایج زیر بطور خلاصه بدست آمد:

1.       ارتباطی بین دین و مذهب فعلی مردم بهبهان و نحوست و تابو بودن روز شنبه وجود ندارد.

2.       تابو بودن روز شنبه فقط اختصاص به اجتماع شهری ارجان و بهبهان داشته است.

3.       بجز دو اجتماع 2 و 5(غرب و شمال غیر عربی و اقلیت مذهبی قومی صابئین) فرضیه سوم در مورد سایر اجتماعات همسایه ارجان رد میشود. یعنی قداست روز شنبه همراه با جلوه ای از نحوست در اجتماع آنها، رواج نداشته است. در مورد دو اجتماع استثناء شده بالا بیان شد که بایستی بررسی جداگانه صورت پذیرد.

4.       در فرضیه چهارم آورده بودیم که این نحوست شامل روزهای دیگر هفته هم میشود؛ مطالعه ساده مردمشناختی و اتنوگرافی ساده ای از رسوم مردم ارجان و بهبهان رد این فرضیه را نشان داد.

5.       با یک مطالعه اولیه مردم شناختی آداب و رسوم فعلی مردم بهبهان که برجای مانده از اجتماع کهن ارجان نیز هست فرضیه پنجم نیز تائید شد که موضوع اعمال مورد نحوست قرار گرفته و تابو شده شمال کارهایی است که از آن با عنوان کارهای سپید در این مقاله از آن نام برده شده است.

6.       تابو بودن روز شنبه در ارجان و بهبهان ریشه در تاریخ اجتماعی داشته ولی اکنون مردم بهبهان برجای مانده از آن مردمان و جامعه یعنی ارجان هستند.

7.       در فرضیه هفتم به این نتیجه رسیدیم که این آئین و رسم ریشه تاریخی در مذهبی داشته که در بین مردم ارجان و بهبهان زمانی رواج داشته است ولی در این زمان پیروی ندارد و لی برخی از رسوم آن برجای مانده است.

8.       این نحوست ریشه در اجتماع شهری ارجان کهن داشته که مردم و جامعه شهری بهبهان امروز بازمانده آنها هستند.

در این مقاله بر نکاتی جنبی نیز اشاره شد که اولا بطور قطع مردم بهبهان امروز برجایماندگان اصلی زلزله ارجان بوده که کیشی یهودی داشته ولی امروز به مرور زمان و با فشارهای سیاسی اجتماعی دولتهای مرکزی و همسایگان به تدریج به کیش اسلام و بعدها به مذهب تشیع گرویده اند و ثانیا این امکان نیز وجود دارد که بویژه در دوره های خاصی مثل نفوذ عظیم دین زرتشتی و حکومتی شدن این دین در دوره امپراتوری ساسانی و حضور مذهب تشیع با نفوذ سیاسی نظامی صفویان در اعصار بعد به مناطق دیگری در نواحی ایران یا خارج از آن کوچ کرده باشند؛ رویه ای که هم اکنون نیز در بین هموطنان یهودی شیوع فراوان دارد.

+ بیان شده در Tue 13 May 2008ساعت 19:35 از برادران ارجانف |


با سلام به دوستان عزیز و جان....

این عنوان شاید غلط انداز باشه ولی واقعیت داره. آره مواظب خودتون باشین. فکر نکنین که دچار توهم گزند و آسیب یا پارانویا گرفتیم. آخه امروز مثه هر هفته مشغول چک کردن بازدیدکنندگان از بلاگمون بودیم از طریق سایت Sitmeter.com  که یه منطقه جغرافیایی و فرد یا افراد بازدید کننده جالب بود برامون. مشخصات اون همونطور که این موتور جستجو به ما داد به قرار مکان یابی زیر (به ادامه مطلب یه سر بزن.) است.  انگار گروهی به اسم Al Sabah Universal Group  مربوط به Armed Forces Europe, Middle East, & Canada هستن که در USA و شهری به اسم APO حالا چقدر این اطلاعات درسته خدا میدونه ....اگه باور نمی کنین ما چند مثال از بازدیدکننده های دیگه میزنیم ببینید درست میگیم یا نه ؟ بلاگ مادام نسترن به اسم پرنده آزاد در آذربایجان شرقی و موقعیت جغرافیایی ایشون هم  با طول و عرضِ Lat/Long: 37.4269,478175 در شهری به اسم سبز(شهر جدیدیه ما نمی دونیم؟!!؟)  از ویندوز XP با اکسپلورر اینترنت ورژن 6.0 :1.3 و ISP  شما هم اندیشه سبز خاور نام داره که تاریخ 28 آوریل 2008 از ساعت 12:13:16 تا Apr 28 2008 12:17:23 pm  به مدت 4 دقیقه و 7 ثانیه از بلاگ ما دیدن کردین.

همین طور بلاگ فریاد بهبهان در شهر بهبهان با موقعیت جغرافیایی طول و عرضِ 30.5983, 50.245: Lat/Long قرار داره که باید موقعیت جغرافیایی ارجان باشه. IP شما شرکت ارجان نت بهبهان و ویندوز XP با Internet Explorer 6.0 با تشکر فراوان از شما فریاد بهبهان که 38 دقیقه و 7 ثانیه از May 10 2008 8:17:47 pm تا ساعت May 10 2008 8:55:54 pm از بلاگ ما با واسطه سایت Behbahanweb.com  دیدن کردین. البته بعضی هم بودن که بی نام و نشون اومدن و رفتن مثه www.behniaz.com  که نه مکانش معلوم بود و نه موقعیت جغرافیایی شون ولی از شرکت IP : 64.62.138.# (Hawkridge Tech)   و ISP  از Hurricane Electric خدمات داشتن. ولی بعضی ها هم اصلا هیچ مشخصه رو Sitemeter.com ازشون ثبت نکرده بجز اینکه در موقعیت زمانی  Time Zone: UTC+7:00  هستن و به نظر یه جایی حوالی بانکوک/جاکارتا/ کراسنویارسک روسیه میشه!!؟؟؟ میتونین تو تایم Zone کامپیوتر خودتون هم چک کنین که TZ:+7:00  کجاست؟ عجیبه؟؟!! و 5 بارهم ما رو مورد عنایت قرار دادن و رفتن!!!؟؟؟

شنیده بودم که بعضی از سازمانهای جاسوسی اطلاعاتی سرک میکشن تو بلاگهای فردی خصوصی ولی حالا اینها جالبن . شرکت جهانی الصباح گروپ در ایالات متحده حالا مال القاعده است یا رد گم کنی مال CIA  - موساد شاید هم وزارت اطلاعات ایران(واواک)؟؟؟ خدا میدونه!! شاید هم یه شرکت تجاری خصوصیه و همه این حرفا الکی باشه....؟؟!! باز هم خدا می دونه... شهر APO کجا میشه و نیروهای نظامی  Armed Forces Europe, Middle East, & Canada کارشون چیه این رو هم خدا میدونه!!! از مادام نسترن و مستر فریاد بهبهان عذر میخوام و ازشون می خوام اگه این مطالب درسته ما را تا حدودی به موتور جستجوی Site meter  مطمئن کنن. حالا اینها هر چی میخواد باشه ولی شرط احتیاط بجای خود باقی است و بایستی مراقب بود. آخه از قدیم گفتن:  بچه ها مواظب باشید....!!

 


دنباله سخن اینجاست.

+ بیان شده در Sun 11 May 2008ساعت 22:30 از برادران ارجانف |


عجب حرف قشنگی زنده ویلفردو پارتو در ۷۰ سال پیش که: "حکومت بر جامعه خفتگان چه آسان است."


به اطلاع دوستان همراه می رساند اینجانب(اشکان یکی از برادران ارجانف) قبل از ترک ایران دو سال پیش 2006/1384 در خرداد ماه (48 ماه و 3 روز) دو نسخه کتاب تدوین شده و نهایی آماده برای کسب مجوز چاپ، تحویل وزارت فرهنگ و اداره چاپ و نشر کتب دادم که تا این تاریخ (2008.11.5/ 1387.2.21) هیچ گونه مجوزی صادر نکرده اند و حتی نظری هم نداده اند. حالا سوال من اینه که چطور میشه جبران خسارت معنوی در تاخیر در چاپ کتابها رو صورت داد؟ از کدام مرجع و دادگاه قضایی، دانشگاهی، علمی، انسانی، حقوق بشری، اسلامی و غیراسلامی، خدایی، اللهی میشه عرض دعوا نمود؟ و تازه از دوستی اهل علم حقوق و قضاء شنیدم که میگه در ایران هیچ دادگاهی به ادعای خسارت معنوی به این شکل ترتیب اثر نمیده چون قانون مدنی و کیفری ایران در این باره سکوت کرده!!؟؟ حالا کیه که این سکوت رو و درب این حصار رو بشکنه؟؟

بعد از 48 ماه و 3 روز انتظار دلم برای هموطنان و جوانانی مثه خودم میسوزه که با این ندانم کاریها در تاخیر چاپ کتب دانشگاهی و علمی از یک طرف از علوم جهان روز محروم میشن و یا بعد از چند سال و اندی که مجوز چاپ دادن اون وقت تازه از چه علوم کهنه و قدیمی برخوردار میشن؟؟!! این سخن من در مورد عدم یا تاخیر در چاپ تمام کتب دانشگاهی بطور کلی است نه فقط کتابهای من... ادعای فضل و هنر هم ندارم ولی از خسارتی که به من و مراکز دانشگاهی ایران وارد شده گله مندم ... دو کتاب با موضوع: 1. آسیب شناسی اجتماعی خوزستان؛ تالیف و 2. جامعه شناسی زندان؛ ترجمه 2003 هستند. دلیل و گناه این همه تاخیر رو هم حواله میکنم به آقا امام زمانشون. جالب اینه که در حال حاضر در نیمه نگارش کتابی هستم با عنوان: روسپیگری در ایران و جهان، نگاهی انتقادی. با این اوضاع می دونین به چه نتیجه ای رسیدم؟

نوشتن کتاب به زبان فارسی جز خسارت مادی و معنوی برای صاحب اثر هیچ نتیجه ای در بر نداره. شاید بگین چرا و به چه دلیل؟ اول اینکه اوضاع نشر کتب فارسی در ایران رو در بالا براتون تشریح کردم؛ دوم اینکه در خارج از کشور یا همون بلاد کفر ناشرین خارجی به دلیل صرفه اقتصادی که موجه هم هست حاضر به چاپ کتب فارسی نیستند.(حالا مسائل فنی در چاپ و قلم و زینک به کنار!!) پس یه راه می ماند و اون هم نگارش کتاب به زبانی است که حداقل ازش استقبال بشه و از  دو سال پیش تصمیم گرفتم که هم کتاب قبلی رو و هم کتاب روسپیگری رو به زبان انگلیسی نوشته و منتشر کنم و تازه جالب اینه که با دفتر نمایندگی دو ناشر فعال مثه Sage Publication  و Elsevier Press هم در ابتدا صحبت کردم و مخصوصا از موضوع کتاب روسپیگری در ایران خوششون اومده و اعلام  آمادگی کردن؟؟!!!

جالب تر اینه که چند تا از هم کلاسی های من (دانشجوهای PhD و اساتید مقیم خارج از ایران) ساکن مالزی هم به همین نتیجه رسیدن و در سایر کشورها هم خدا میدونه.... کاری که افرادی مثه دکتر شیرین عبادی و زیبا کلام و بشیریه و سایرین چند ساله که انجام دادن و انجام میدن ... !!؟؟ و حالا سوال مهمتر من از اون دانشجوها، جوونا و کتاب خونای عزیز اینه که: میدونین با این رویه چقدر از بهره علم و دانش محروم میشیم؟ و چقدر بلاد کفر زودتر از شما از علم شما باخبر میشه چون به زبان همونها نوشته شده؟ آره .. وای..! کشور ما چقدر ضرر میکنه !!!! و جوونا و دانشجوهامون همین طور ... عجب روزگار غریبی است عزیز جان....

+ بیان شده در Sun 11 May 2008ساعت 15:50 از برادران ارجانف |


این مقاله از سایت انجمن یهودیان ایران گرفته و به منزله تائید و ترویج آئین انها نیست. نویسندگان بلاگ

http://www.iranjewish.com/Essay/Essay_33_hafte_erfani.htm

حروف و اعداد در فرهنگ یهود از دیرباز به عنوان کلیدی در راستای دستیابی به قوانین الهی (توراه) و پی بردن به اسرار آفرینش و نظام آن به کار گرفته شده است. ملل دیگر نیز طی قرون متمادی با بهره جستن از این علم و پیروی از اصول مندرجه در کتب قبالا به ویژه «زوُهَر» توانسته‌اند گام‌های بلند و مثبتی در جهت حفظ بقا و غنی‌سازی فرهنگ و تمدن خویش بردارند.

در گذشته هندوهای باستان، مصری‌ها و کلدانیان همانند عبرانی‌ها (یهودیان) از استادان این علم به شمار می‌آمدند. آنان به کم و کیف رموز مخفی اعداد، چگونگی کاربرد و ارتباط دادن آن به زندگی خویش در ابعاد مختلف، کاملا واقف بودند. آنان توانستند با استفاده از حروف ابجد و تطابق آن با ارزش‌های عددی که مشتمل بر مبنای ریاضیات به ویژه ارقام (1 الی 9) می‌باشد، پایه اصلی محاسبات خود را بنا گذارند و به اهداف خود دست یابند. ناگفته نماند، ترتیب حروف ابجد یا ابوجد همان ترتیب حروف عبری آرامی است که در دوران باستان در خط فنیقی، سریانی و آرامی وجود داشته است. بعدها اعراب حروف ابجد فعلی را که آلِف بِت عبری می‌باشد اقتباس و جایگزین نمودند.

قبالیست‌ها بر این باورند اعداد همانند بروج صور فلکی دارای خصوصیات تأثیرگذار و انرژی‌های ویژه‌ای می‌باشند و قادر مطلق از آن جهت آنها را خلق نموده است تا وسیله‌ای باشند برای ارتباط خودش و مخلوقاتش به ویژه انسان‌ها تا بدین وسیله بشر بتواند طبق ضوابطی معین و از پیش تعیین شده در راستای رسیدن به حد کمال در طی مسیر زندگی و در جهت بهتر ساختن آن، نیز اصلاح اعمال خویش، تزکیه نفس و یا به عبارتی ترک عادت‌های زشت و شهوات و تسلط بر نفس اماره توفیق یابد. مهم‌تر آن که برای کسب آرامش در این دنیا و طلب آمرزش در آخرت از خاصیت‌های نهفته در کلمات الهی (توراه) برای رسیدن به مقصد نهائی که همانا تکامل می‌باشد، بهره جویند.


دنباله سخن اینجاست.

+ بیان شده در Sun 11 May 2008ساعت 15:15 از برادران ارجانف |


1.             فرضیه چهارم بدین مضمون بود که: این نحوست شامل روزهای دیگر هفته هم میشود؛ مطالعه ساده مردمشناختی و اتنوگرافی ساده ای از رسوم مردم ارجان و بهبهان رد این فرضیه را نشان میدهد که در هیچ دوره ای از تاریخ بهبهان به روایت آداب و آئینهای کهن بجامانده فعلی در شهر بهبهان، بر نحوست روزی بجز شنبه اشاره شده باشد و فقط سند آئینی امروز در این شهر در مورد روز جمعه است با جانشینی آن هم نه قدرتمند قداست این روز در اجتماع این شهر است.

2.             در فرضیه پنجم آوردیم که : بویژه کارهای سفید(اصطلاح ما برای اعمال مرور شده بالا و قراردادی است.) منع شده است. یعنی برگزاری هرگونه مراسمی که در آن سرآغاز و شروعی شاد و یا سویه دیگر دیدن یک آسیب و بلا باشد مثل عیادت یک بیمار؛ این فرضیه تائید میشود. با یک مطالعه مردمشناختی اولیه میتوان به جواب رسید که در شهر بهبهان امروز بندرت و بسختی میتوان بویژه سالمندان را برای عیادت بیمار همراه برد و شاید بتوان گفت بیمارستانهای ارجان در این روز بجز موارد حاد تقریبا خلوت است. روز شنبه هیچ مراسم سرآغاز یا شروعی دیده نمیشود مثل عروسی و افتتاح یک کسب و کار یا خانه نو رفتن.

3.             فرضیه ششم: این نحوست ریشه اجتماعی فرهنگی دارد و مربوط به اجتماعی است که حالا منقرض شده است. بخشی از این فرضیه در آزمون فرضیه های قبلی تائید شد؛ یعنی آئینی اجتماعی فرهنگی. در چند فرضیه قبل نیز عدم ارتباط این رسم با مذهب و دین فعلی ارجانیها اثبات شد. اما بخش دیگر فرضیه هنوز بلا جواب مانده است که این رسم آیا از اجتماع و فرهنگ دیگری به جامعه ارجان و بهبهان وارد شده و مورد تبعیت قرار گرفته آن هم در این مدت طولانی و درازمدت؟ یا از دستاوردهای تعامل بهبهان با تاریخ، تمدن، فرهنگ و طبیعت خود است یا به اصطلاح فلاسفه پدیده ای مقدم است نه محدث یعنی سرآغاز آن از بهبهان بوده است. در اثبات یا رد این بخش فرضیه نیاز به آشنایی با تعاملات بین فرهنگی جوامع و اجتماعات بشری در طول تاریخ است. اگر این آئین، محدث بوده در ارجان؛ پس باید در جوامع ششگانه فوق الذکر اثری هرچند کمرنگ از آن مشاهده بشود. در حالی که در فرضیه های قبلی فقط در مورد دو اجتماع جنوب بندری و جامعه مندائی صابئین اعلام شد نیاز به مطالعه است؛ و این رسم در جوامع دیگر مشاهده نشده است. پس این آئین، محدث بهبهان نیست. یعنی سرآغاز آن از بهبهان نبوده است. چون در صورت حادث بودن چرا جوامع همسایه با تعاملات هزاران ساله از این رسم الگو نگرفته اند؟

این مساله به دو موضوع مهم تاریخی و اجتماعی اشاره میکند و میتوان گفت که برای اولین بار است که بطور علمی و مکتوب مطرح میشود و آن اینکه یا جامعه ارجان آئین، تمدن، رسوم، فرهنگ و مهمتر مذهبی متفاوت از منطقه خود داشته که با اجتناب اجتماعات همسایه در پذیرش این آئین و سایر رسومش همراه بوده و بعد از یک دوره تاریخی درجامندن، با اجبار تغییر کیش و آئین داده اند و همکیش اجتماعات همسایه شده اند؛ یا سویه دیگر اینکه این رسم به جامعه و اجتماعی تعلق داشته که هم اکنون منقرض شده و فقط جلوه هایی کور و کمرنگ از رسوم و آئینهای آنها برای مردم بعد از خود بر جا مانده است. فرض اخیر غیرمحتمل است. با مراجعه به اسناد و شواهد تاریخی در منطقه فقط شهری به نام ارجان ذکر شده که بر اثر زلزله ای مرگبار نابود شده ولی همین مدارک نیز به اتفاق بر این امر اذعان دارند که بلافاصله در جوار این شهر ویران با تاکید بر بازماندگان یک حوزه شهری دیگر با نام بهبهان بنا میکنند. پس بدون شک بهبهان امروز فقط میراث ژنتیکی و نسلی ارجانیان نیست؛ بلکه وارث آئینها و رسوم آنها هم هستند.

پس رسم نحوست و قداست گون شنبه را هرچند در بهبهان سرآغاز نمیدانیم؛ ولی بیشتر به نظر میرسد میراثِ مذهبِ اجتماعی باشد که بعدها در منطقه شهری ارجان و بعد از آن بهبهان بر اثر حضور اجبارگونه دین و آئین جدیدی منقرض و یا پنهان شده است. تغییر کیش و آئین ایرانیان بعد از هجوم اعراب به دین اسلام یکباره و در طی یک نسل نبوده؛ بلکه ورود و پذیرش هر آئین و فرهنگ جدید در یک منطقه بصورت تدریجی و گام به گام و بعد از چند نسل منطقی به نظر می رسد تا یکبارگی آن؛ مدارک تاریخی هم به این موضوع اشاره کرده اند که مثلا منطقه صعب العبور گیلان و مازندران 200 سال بعد از ورود اعراب در عصر بعد از خلفای راشدین به اسلام روی آوردند و حتی در منطقه به شورشهایی اشاره شده که در شهری مثل شوشتر بر علیه حاکمان مسلمان صورت گرفته و تا مدتها از پذیرش اسلام اجتناب می کرده اند.

حتی بعد از 800 سال از ورود اسلام، در عصر صفویه برای جلوگیری از نفوذ و سیطره امپراتوری عثمانی سیاست شیعی سازی مناطق تحت سیطره خاندان صفوی اجرا می شود. روایات و سخنان سفرنامه نویسانی مثل شاردن و مدارک تاریخی به این سیاست اشاره کرده اند که قزلباشهای شاهان صفویه در شهرها و اجتماعات ایران آن روز در پی سرکوب و قتل پیروان غیرشیعی اسلام می پرداختند و این سیاست حتی با ملاطفتهای نادرشاهی بعد از عصر صفوی هم بهبود نیافت. نتیجه این که پیروان مذهب تسنن از بیم انتساب به عوامل حکومتی عثمانی و گرفتار شدن در تیغ مرگبار قزلباشها به اجبار یا جلای وطن نموده و به حاشیه مناطق پادشاهی صفوی مثل مناطق مرزی غرب ایران در کردستان همجوار مرز عثمانی و شمال شرقی و مناطق شرقی از سیستان تا خراسان بزرگ فرار کرده یا تغییر کیش و مذهب می داده اند.

در این رویه و سیاست پیروان ادیان دیگر نیز مصون نبوده اند؛ چه بسا انگ جاسوس دشمن عثمانی مانند سایه ای مرگبار همواره احساس شده و استثناء فقط آن هم نه با قدرت و همیشه شامل ارامنه و مسیحیان بوده؛ چون در آن برهه زمانی دولت عثمانی با دول اروپایی در جنگی تمام عیار بود؛ همکیشان کشورهای اروپایی یعنی ارامنه مورد غضب پادشاهان عثمانی بوده اند؛ کشتار ارامنه در دهه اول قرن نوزده و پناهندگی آنها به پادشاهی صفوی اثبات این مدعاست. عکس این سناریو نیز در ایران برای یهودیان بخت برگشته از توجه شاهان صفوی و انگ ستون پنجم عثمانی برای آنها رقم خورد. کم نیست روایات و حکایاتی که روحانیون دربار صفوی بر ضد یهودیان ساخته و مردم را بر علیه آنها در توجیه سیاست شیعی سازی ترغیب میکردند. جلای وطن یا تغییر کیش دو گزینه به ناچار در پیش روی یهودیان ایرانی و ارامنه عثمانی بود.

برگردیم به منطقه مورد مطالعه و بحث قبلی که پس بنابراین آئین و رسم قداست تابوگونه روز شنبه با توجه به شواهد تاریخی بالا برجای مانده از کیش یهودیان منطقه ارجان و خوزستان بوده است که یا جلای وطن نموده یا تغییر کیش و مذهب داده اند. در نتیجه بخش دوم این فرضیه رد می شود. این رسم مربوط به اجتماع نابود شده ای نبوده بلکه برجا مانده از کیش گذشته مردم ارجان و بهبهان یعنی مذهب یهودیت بوده است. چون در عصر ما در بین ادیان شکل گرفته موجود در منطقه خاورمیانه فقط در دین پیروان موسی است که بر قداست تابوگونه روز شنبه تاکید شده و هنوز بعد از حدود 6 هزار سال قدمت به قوت خود باقی است. (این مقاله ادامه دارد...)

+ بیان شده در Sun 11 May 2008ساعت 4:6 از برادران ارجانف |


 

رفتي و برو بدان كه به يادت خواهم ماند

اي همزاد ديرياب و پاره جانم

روزي آخر ز لبانت خواهم چيد .... بوسه آتشين و هوسبار جانانم

زان بوسه كه در آخرين وداع سرد بود و مي لرزيد

همچو دل من كه مي تپيد و سرماي پاييزي فراق او را مي بلعيد

مي لرزيد و مي گفت به هر تپش اش ... نه ... نه اي اشكان

ز آغوشش جدا مشو ديگر....؟

Ashkan - Isfahan - 27/7/1379

+ بیان شده در Sat 10 May 2008ساعت 21:24 از برادران ارجانف |


چرا انجام برخی کارها در روز شنبه در بهبهان منع شده است؟ ادامه مقاله

 

بیان فرضیات:

فرضیه هایی که می تواند تا حدودی برای این پرسشها بیاوریم :

  1. این نحوست ریشه در دین فعلی مردم بهبهان دارد.
  2. این نحوست ربطی به دین فعلی منطقه ندارد و فقط به اجتماع بهبهانیها برمیگردد.
  3. این نحوست در حوزه های سکونتی دیگر مثلا در روستاییان و مناطق شهری دیگر بجز ارجان هم رواج دارد.
  4.  این نحوست شامل روزهای دیگر هفته هم میشود.
  5. بویژه کارهای سفید(اصطلاح ما برای اعمال مرور شده بالا و قراردادی است.) منع شده است.
  6. این نحوست ریشه اجتماعی فرهنگی دارد و مربوط به اجتماعی است که حالا منقرض شده است.
  7. این نحوست ریشه تاریخی در مذهبی داشته که در بین مردم ارجان و بهبهان زمانی رواج داشته است ولی در این زمان پیروی ندارد.
  8. این نحوست ریشه در اجتماعی دارد که مردم و جامعه شهری بهبهان امروز بازمانده آنها هستند. (برو به ادامه مطلب / برا دیدن شماره ۱ مفاله به آرشیو سر بزن...)

دنباله سخن اینجاست.

+ بیان شده در Sat 10 May 2008ساعت 20:58 از برادران ارجانف |


خبرنامه امیرکبیر: روز گذشته(یعنی ۴ مه ۲۰۰۸)  کمیته انضباطی و حراست دانشگاه بوعلی سینا همدان در ایران اطلاعیه ای با عنوان “دستورالعمل اجرایی نحوه رفتار و پوشش اسلامی برای دانشگاهیان” در بین دانشحویان پخش کرد. در این اطلاعیه که حتی رنگ مانتوی دختران هم تعیین شده است، آمده است:  “ اجرای موارد این دستورالعمل اجباری می باشد.”

 تعدادی از موارد مندرج در این اطلاعیه عبارتند از:

 - پرهیز از اختلاط بی مورد دانشجویان دختر و پسر در دانشگاه.

- عدم استفاده از دستگاههای پخش آهنگ.(منظورشون همون MP3 و MP4ها یا شبیه اونها)

- توصیه به استفاده از چادر.

- توصیه رنگهای طوسی، قهوه ای، کرم، سرمه ای و مشکی برای مانتوی دختران.!!(همه رنگ تیره!؟)

- عدم استفاده از لباس های تنگ توسط آقایان و خانم ها.

- آستین لباس پسران بایسی حداقل تا آرنج باشد. 

+ بیان شده در Thu 8 May 2008ساعت 15:48 از برادران ارجانف |


دوستان عزیز...

 با نگاهی به این مقاله اثر الاهه بقراط پیوند ارکان قدرت رو می بینید که چه زیبا در ایران ما ترسیم شده!!!

www.arjanov.blogfa.com/page/elaheboghrat2007

+ بیان شده در Wed 7 May 2008ساعت 23:7 از برادران ارجانف |


با عرض پوزش به مدت ۱ ماه و نیم برای دوره آموزشی تخصصی در مانیل هستم. فرصت آپ دیت فعلا ندارم ؛ ولی نظرات عزیزان رو با احترام پذیرا هستیم با آرش یا هومن در ارتباط باشین ... ، Very Sorry to All , TQ

+ بیان شده در Wed 7 May 2008ساعت 20:40 از برادران ارجانف


این مطلب رو در سایت ایران پرس نیوز دیدم و برام جالب بود که شما هم با نظر دیگران در غربت آشنا بشین و نظر بدین و انتقاد کنین. منبع خبر هم :Link: http://www.iranpressnews.com/source/039841.htm

بر پایه‌ی گزارشی که به تازگی خبرگزاری رسمی ایران،ایرنا،مخابره کرده،هر ایرانی در شبانه روز تنها دو دقیقه کتاب می خواند. براساس اعلام رئیس سازمان کتاب‌خانه‌ی ملی ایران،هر شهروند ایرانی در شبانه روز تنها دو دقیقه از وقت خود را به خواندن کتاب اختصاص می دهد.
سرانه‌ی کتاب‌خوانی در ایران دو دقیقه اعلام شد.هر ایرانی غیور و همیشه در صحنه در شبانه روز تنها دو دقیقه از وقت مبارک را کتاب می خواند و این یعنی فاجعه.این‌که چرا کتاب نمی خوانیم،مانند هر معضل اجتماعی و فرهنگی ِ دیگر،بیش از یک عامل دارد، وضعیت نابهنجار اقتصادی، خود شیفتگی، سانسور و در نتیجه عدم اعتماد مردم به کتاب های منتشر شده و ... .
در این میان صاحب این قلم قصد دارد که یکی از عوامل کتاب نا خوانی‌ی ِما ایرانیان را بر جسته سازد.این عامل را "توهم استغنا" نام‌گذاری می کنم. ما ایرانیان عموما گمان داریم که همه چیز را می دانیم و نکته ای غامض در عوالم لاهوت و ناسوت وجود ندارد که ذهن ما در آن غور نکرده باشد و به نتایج شگرف نرسیده باشد.تنها یک چیز را نمی دانیم و آن "نمی دانم" است.شاید هیچ پرسشی وجود نداشته باشد که از عموم شهروندان محترم این کهن دیار چند هزار ساله بپرسید و پاسخ ِ "نمی دانم" بشنوید.اصولا ما "نمی دانم" را نمی دانیم.این امر ما را به ورطه‌ی توهمی کشانده است که مانند همه‌ی توهم ها – توهم ِ برترین قدرت جهان بودن،توهم توطئه،توهم هنر نزد ایرانیان است و بس – بیماری‌ای خطرناک و کشنده است. مرحوم بازرگان می گفت: ما ملت "زود" و "زور" هستیم.یعنی همواره قصد آن داریم که اساسی ترین و ریشه‌ای ترین معضلات خود را "زود" و با "زور" حل کنیم. اگر نگاهی به فهرست کتاب های پر فروش کشورمان در این آشفته بازار بی کتابی بیاندازیم این امر کاملا مبرهن و آشکار است."مدیر یک دقیقه ای"، "معلم یک دقیقه ای" و ... یک دقیقه ای. خواننده نا آشنا گمان دارد که در زمان کوتاه ِ یک دقیقه به راحتی از موجودی بی دست و پا و به زبان ِ محاوره "،چلمن" ،به مدیری توانا و به معلمی دانا مبدل خواهد شد. کتاب های شبه روانشناسی موجود در بازار نیز این‌گونه اند. شهروند تیز هوش و آسان طلب ما گمان دارد که با خواندن یک جلد از این کتاب ها به راحتی و بدون تلاش وافر به سادگی ، "خویشتن ِ خویش" را خواهد شناخت و از آن پس معجزه ای باور نکردنی در زندگی‌اش رخ خواهد نمود که زمین و زمان را متحیر خواهد ساخت.
از هر کسی بپرسیم که "آیا حافظ را می شناسد؟" پاسخ یقینا مثبت است هر چند که در خواندن چند بیت ساده‌ی آن نیز ناتوان است.این همان "توهم استغنا" است.احساس بی نیازی است.او خود را نادان نمی داند تا در پی دانایی،به جد و جهد برخیزد. کتاب "مفاتیح الجنان" نیز در به وجود آوردن این سرانه‌ی دو دقیقه‌ای بی تاثیر نیست. دیگر چه نیازی دارد که دشواری ِ خواندن کتاب را بر خود هموار سازد. "چون که صد آمد نود هم پیش ماست".(اگر حافظ و مفاتیح الجنان را از میان کتاب هایی که مردم می خوانند برداریم،نمی دانم که از آن دو دقیقه چه بر جای خواهد ماند.)
متاسفانه این "توهم استغنا" به توهم های دیگر ما ایرانیان نیز دامن زده است. توهم ِ این‌که عالم همه "دشمنان" ما هستند و کارو کسب‌شان را تعطیل کرده اند و در پی آنند که هر لحظه برای ما نقشه‌ی توطئه ای بچینند تا ما را زمین گیر کنند،نیز هم‌چنین. ما اگر کتابی هم بخوانیم قصد آن می کنیم که در کم‌ترین زمان ِ ممکن و حداقل ِ رنج،گره های بزرگ هستی را بگشاییم و پس از این گشایش،همه‌ی عمر،آسوده خاطر و بی دغدغه این یافته های خود را لقلقه‌ی زبان خود سازیم تا خود را باهوش جلوه دهیم. اگر از این "توهم استغنا" دست برداریم و به جهل خود واقف شویم، در خواهیم یافت که نه آن گونه که گمان داریم زیباترین مردم جهانیم و نه هوشمندترین و قوی ترین آنها و هنر نیز تنها نزد ما نیست.ابتدا باید به کم دانشی ِ خود اذعان کنیم و آن‌گاه این طلب و این درد ما را مریم وار به خرمابن خواهد کشاند و  بر خوان ِ گسترده‌ی دانش بشری که تجلی‌گاه ِارزشمند آن عرصه‌ی کتاب و کتاب‌خوانی است،خواهیم نشست و از این سفره‌ی عظیم و عزیز لقمه بر خواهیم داشت.
و در پایان اگر در جایی از نوشته ام به  فرهنگ خودمانی تاخته ام مرا معذور بدارید. حالا حالا ها قصد رئیس جمهور و وکیل ِ مردم و ... شدن ندارم تا هم‌واره خودمان را با لقب شریف و غیور و دانشمند و همه چیز دان و ... صدا زنم. تا وقتی که نمی دانیم و نمی دانیم که نمی دانیم،این دو دقیقه زمانی را که مرحمت فرموده و وقت خود را بابت کتاب‌خوانی تلف !! می کنیم،اندکی بیشتر نخواهد شد...
نمایشگاه کتب تهران در راه است.کاش می شد آماری تهیه شود تا بدانیم که آیا فروش کتاب در نمایشگاه کتاب بیشتر است و یا سیب زمینی‌ی سرخ کرده. نویسنده: بهزاد مهرانی، ایران پرس نیوز، ماه مه ۲۰۰۸

 

+ بیان شده در Tue 6 May 2008ساعت 20:45 از برادران ارجانف |


چرا انجام برخی کارها در روز شنبه در بهبهان منع شده است؟

بیان موضوع:

شاید این جمله را بارها از ریش سفیدها و گیس سفیدهای دور و نزدیک شنیده اید که مثلاً "فردا، شنبه است و خوب نیست عیادت بیمار رفت؛ یا مراسم عروسی برگزار کرد؛ یا به مسافرت رفت و یا کار جدیدی رو شروع کرد؛ خونه بخت رفت یا خونه نو و امثال اینها... واقعاً چرا؟ آیا واقعاً در این روز نحوستی نهفته است؟ چرا این نحوست به روزهای دیگر قابل تعمیم نیست و توصیه هم شده؟ چرا مخصوصاً کارها و اعمال خوب و سفید مثل خانه بخت رفتن، خانه نو رفتن، کار جدیدی را شروع کردن، دیدن دوستان رفتن را منع کرده اند؟ اصولا چرا روز شنبه در 7 روز هفته تابو شده؟ چرا این تابو بودن تا جایی که من شنیدم در منطقه شهری بهبهان در استان خوزستان(بجز قوم صابئین خوزستان) رواج دارد؟ این سوالات میتواند زمینه یک کار مردم شناسی تاریخی باشد ... رشته ای که یکی از 5 رشته مطرح و پر طرفدار علوم انسانی در بین دانشگاههای اروپایی، آمریکایی، استرالیا و اسرائیل است؟؟!! و بین سازمانهای دولتی، امنیتی و جاسوسی ایالات متحده در اولویت طرحهای پژوهشی بویژه در حوزه خاورمیانه و اروپای شرقی است. جالبه نه؟!! حوزه این مطالعه منطقه شهری ارجان و بهبهان است و قابل تعمیم به مناطق دیگر نیست.

این مقاله ادامه دارد ....

 

+ بیان شده در Mon 28 Apr 2008ساعت 13:12 از برادران ارجانف |


در ادامه شناخت بهبهانیهای مهاجر و موفق به معرفی مسیح بهبهانی، مدیر پروژه شرکت Project Manager at JCDecaux  ساکن شهر نیویورک می پردازیم. ایشان به قرار معلوم در کالج ویلیام اند مریThe College of William and Mary این شهر مشغول به کار هستند؛ ولی سایت LinkedIn مشخصات بیشتری از این همشهری ارائه نمیدهد. آدرس :

http://www.linkedin.com/webprofile/massiBeh

+ بیان شده در Fri 25 Apr 2008ساعت 16:40 از برادران ارجانف |


به نظر شما شهر بهبهان و منطقه ارجان در کدام استان ایران قرار داره؟ شاید تعجب کنید اگه بگیم که تقریبا در اکثریت دایره المعارفهای غیر پارسی زبان، منطقه ارجان و شهر بهبهان را از شهرهای مهم استان فارس ذکر کرده اند. این در حالی که ایران مثه همه کشورهای عضو سازمان ملل و بانک جهانی و سایر نهادهای بین المللی، همه ساله آمارها و دیتاهای جغرافیایی و انسانی خود را برا اونها ارسال می کنه و تا حالا هم پیگیر اصلاحات جغرافیایی و کشوری خودش هم نیست !!!

اگه میخواین به لغت نامه های معروفی مثه Encyclopedia.org ، Old Encyclopedia و سایرین در اینترنت یه سر بزنین...

+ بیان شده در Fri 25 Apr 2008ساعت 15:43 از برادران ارجانف |


آیا می دونستید که مردم شهر ارجان و برخی از بازماندگان آنها از تقویم عبری برای سنجش روزها و خوبی یا بدی روزها و ماههای سال استفاده می کرده اند؟ در اینجا برای آشنایی شما بهبهانی عزیز توضیحی مختصر از این گاهنامه آمده است. علاقه مندان به تاریخ ارجان و بهبهان خوبه که این مقاله رو بخونند. به ادامه مطلب سرک بکشید ...

منبع: http://jesus-is-lord.blogfa.com/post-85.aspx


دنباله سخن اینجاست.

+ بیان شده در Fri 25 Apr 2008ساعت 15:19 از برادران ارجانف |


امسال طبق گاهنامه های منتخب و معادل یابی اونها به قرار زیر است:

  • سال ۷۰۳۰ آریایی(میترایی) : محاسبه از زمان خلقت زمین و آسمان
  • سال ۳۷۴۶ زرتشتی : محاسبه از زمان ولادت زرتشت پیامبر
  • سال ۲۵۶۷ شاهنشاهی : محاسبه از زمان تاجگذاری کوروش بزرگ، اولین شاه هخامنشی
  • سال ۱۳۸۷ خورشیدی : محاسبه از زمان هجرت پیامبر اسلام بر مبنای دوره زمانی چرخش خورشید
  • سال ۲۰۰۸ عیسوی(معروف به میلادی) : محاسبه از زمان ولادت عیسی پیامبر
  • سال ۱۴۲۹ قمری(عربی) : محاسبه از زمان هجرت پیامبر اسلام بر مبنای دوره زمانی چرخش ماه
  • سال ۵۷۶۸ عبری(یهودی) : محاسبه از زمان ولادت آدم پیامبر و بر مبنای دوره زمانی چرخش خورشید برای فصول و  چرخش ماه برای ماهها
  • سال موش یا " Wu Zi " چینی : بر مبنای دوره زمانی چرخش خورشید برای فصول و  چرخش ماه برای ماهها مانند تقویم عبری

 

+ بیان شده در Fri 25 Apr 2008ساعت 14:32 از برادران ارجانف |


خطاب به دوستانی که دوست دارن در گفتگوهای روزانه شون نکات آموزنده و علمی باشه و اونهایی هم که خوبه یه خورده زبان انگلیسی شون خوبتر بشه:

1. Answer the phone by Left ear .

2. Do not drink coffee TWICE in one day.

3. Do not take pills with COLD water.

4. Do not have HUGH meals after 5 PM.

5. Reduce the amount of OILY food .

6. Dreank more water in the morning, less at night !!

7. Keep your distance from hand phone CHARGERS.

8. Do not use headphones/earphones for LONG time.

9. Best sleeping time is from 10 PM to 6 AM .

10. Do not lie down immidiatly after taking medicine.

+ بیان شده در Thu 24 Apr 2008ساعت 22:10 از برادران ارجانف |


نورالدین عبدالرحمان جامی؛ شاعر سبک خراسانی که در قرن نهم هجری میزیسته؛ در شعرش در گله مندی از واعظان و متشرعین آورده: 

واعظ خر است و انجمن وعظ خرگله

گر خر رود به خر گله، نتوان ز خر گِله

آسودگی مجوی ز واعظ که خلق را

جز دردسر نمی دهد از بانگ و مشغله

 روشن نشد ز پرتو گفتار او دلی

 کی کرم شب چراغ کند کار مشعله؟

توی دائره المعارف انگلیسی ویکی پدیا، هم این شاعر رو فیلسوف و عارف ایرانی معرفی کرده:

Nur ad-Din Abd ar-Rahman Jami (August 18, 1414November 19, 1492) (Persian:نورالدین عبدالرحمن جامی) or Jami was a Persian Sufi poet. He was born in Jam, Persia. He studied science, Arabic literature, natural sciences, Islamic philosophy and Indian literature in Herat University. He went to Samarqand and completed his studies there. Jami wrote eighty seven books, in Persian and Arabic. Some of his books have been translated to English. His poems are collected in a Divan.

+ بیان شده در Thu 24 Apr 2008ساعت 21:50 از برادران ارجانف |


شاید در میان مشکلات ریز و درشت اجتماعی در ایران، مثل اعتیاد و فحشا و طلاق، خودکشی رقم چندان چشمگیری نداشته باشد اما این معضل وجود دارد و آمار خودکشی در بین زنان و جوانان ایران رو به افزایش است. ایران سومین کشور جهان است که در آن آمار خودکشی زنان افزایش می‌یابد و در حال پیشی گرفتن از آمار خودکشی مردان است. رتبه‌های اول و دوم را در این زمینه کشورهای چین و هندوستان دارند. در کلیه کشورهای دنیا در برابر هر سه مرد که در اثر خودکشی می‌میرند، یک زن از این طریق جان خود را از دست می‌دهد.

با تشکر از دوست عزیزم دکتر علی طائفی در آلمان و سایت پربارشان :
دنباله این گفتگو در ادامه مطلب ... (به دوستان توصیه میکنیم برای کسب اطلاعات پربار درباره مسائل اجتماعی ایران و جهان به لینک بالا حتما مراجعه کنند.)

دنباله سخن اینجاست.

+ بیان شده در Thu 24 Apr 2008ساعت 21:2 از برادران ارجانف |


در ادامه سلسله گفتارهایی در معرفی مشاهیر و اندیشمندان در غربت این بار به معرفی پروفسور م. بهبهانی از دپارتمان علوم سلولی ملکولی دانشگاه سین سیناتی ایالات متحده می پردازیم. پروفسور بهبهانی با مدرک دکتری در رشته زیست ملکولی دارای رتبه استاد تمام(پروفسور) در این دپارتمان و عنوان عضو ارشد پژوهشی در بخش آزمایشگاهی این دانشگاه میباشد. متاسفانه اطلاعات فردی ایشان در سایت درج نشده ولی برای اطلاعات بیشتر در مورد حوزه های تخصصی مورد علاقه وی می توانید به آدرس زیر مراجعه کنید:

http://mcp.uc.edu/index.phplevel2=people&dept_id=1

 

+ بیان شده در Thu 24 Apr 2008ساعت 20:30 از برادران ارجانف |


عزیزان همراه ...

از امروز درصدد هستیم سلسله گفتمانهایی رو در مورد بزرگان/مشاهیر و عالمان ارجان و بهبهان در غربت را شروع کنیم تا دوستان بدونن که چه بزرگانی جلای وطن کردند و در غربت، دیگران از توانمندیهاشون استفاده میکنند. قصد هیچ قضاوتی نداریم که حالا بگیم یا بگن خوب کاری کردند یا بد عمل کردند. فقط میخوایم اونها حداقل در بین همشهریهای خودشون غریبه نباشن؛ اگر چه در اون کشورهای بیگانه اون چنان هم غربیه نیستند:

موسسه بین المللی تحقیقات علوم دولت کویت KIFSR / کاظم بهبهانی/ دوره خدمت  در این موسسه به عنوان معاون مدیرکل از سال ۱۹۷۶ تا ۱۹۸۱ بعد از آن ارتقا مقام یافته و در سازمان جهانی بهداشت در بخش روابط خارجی سازمان به سمت معاونت External Relations and Governing Bodies, به ایفای نقش می پردازد.

سایت KIFSR و مشخصات این دانشمند:

http://www.kisr.edu.kw/webpages/kisrfen/Dr.KazemBehbehani.html

Dr. Kazem BehbehanBoard Member; Dr. Kazem Behbahani
Currently Role:
Assistant Director General, External Relations and Governing Bodies, World Health Organization (WHO)
Employment at KISR:
Joined KISR in 1976, Left KISR in 1981
Last Position at KISR:
Deputy Director General
Contact Information:
20 Avenue, Appia 27, Geneva CH-2111, Switzerland
Tel: (+4122) 7912511
Fax: +(4122) 7914706
Mobile : +(4179) 2021828
Email:
kbehbehani@hotmail.com

+ بیان شده در Thu 24 Apr 2008ساعت 17:36 از برادران ارجانف |


اگه به این آدرس یه سر بزنین عکسی رو می بینین در مورد خوزستان با نام شوره زارهای جنوب غرب ایران خوزستان و در توضیح آن اومده که این عکس در سال ۱۹۹۹ به عنوان عکس سال ژورنال انتخاب شده و جازه ویژه ای رو نصیب عکاسش Alexandra Avakian  کرد. یادمون باشه که فردوسی و مورخان وقتی که از سیستان و زابلستان نام میبرند از سرسبزی اون سرزمین هم یاد میکنند چیزی که از اون حالا فقط در کتابهای تاریخ ذکری به میان می یاد. این عکس به ما یه تلنگری میزنه که مراقب گسترش و هجوم شنزارها و بیابانها باشیم. آسیبی زمین شناختی که در جهت نابودی تمدنهای بشری و مثه سدی بزرگ در برابر توسعه زراعی و روستایی بوده است. باید مراقب باشیم که بر رویمان نبندند به شادی در بهشت. برا دیدن عکس به آدرس زیر یه سر بزنین:

http://photography.nationalgeographic.com/photography/photo-of-the-day/khuzestan-salt-field.html

در توضیحات عکس اومده:

" In the southwestern province of Khuzestan, Nahid and Hussein Saboee collect salt after school to sell to bakers. The good news: 85 percent of Iran's children go to school, and 80 percent of the population is literate, versus less than half before the 1979 revolution."

—From "Iran: Testing the Waters of Reform," July 1999, National Geographic magazine

+ بیان شده در Thu 24 Apr 2008ساعت 17:23 از برادران ارجانف |


دوستان ....

شما میتوانید با مراجعه به سایت ذکر در پیوندهای بلاگ اطلاعات خوب و منحصر به فرد در مورد شهر بهبهان و منطقه ارجان بدست بیارید. هر چند سایت با موتور جستجوی خوبش مکان یابی خوبی از بهبهان بطور تخصصی میده ولی برای علاقه مندان آزاد نیز بسیار مفید خواهد بود. بویژه اونهایی که میخوان بدونن شهرشون از نظر مواد کانی و معدنی چطوره و معادن طلا و نقره اش و ... کجا قرار داره!!!  برای دیدین سایت به لینک زیر یه سر بزنین:

http://www.ngdir.ir/MiningInfo/PMineIndex100.aspPID=6051

+ بیان شده در Thu 24 Apr 2008ساعت 16:17 از برادران ارجانف |


dear visitors & users...,

welcome All to see our web Blog on Arjan and Behbahan as ancient city in Ilamite Impire period which is at southwestern of iran near Persian Golf. we inform you  some information about our city for more info.  you find the Wickipedia free Encyclopedia and Britanica online Encyclopedia as cool web resources. see continued part:


دنباله سخن اینجاست.

+ بیان شده در Thu 24 Apr 2008ساعت 14:20 از برادران ارجانف |


دوستان گرامی؛                                                                                       Go to fullsize image

خیلی خوبه که شعر و شاعران زمان خودتون رو بشناسین، چون شاعر زبان بریده مردمان اجتماع خودشه و چه حیف اگه اونها رو نشناسیم. این شعر فروغ فرخزاد به نظر من اوج هنرمندی و شاعری این بانوی شعر ایران است که بعد از عصیان نسبت به رسوم و آئینهای غلط جامعه زمان خود و افتراء و توهینهای به اوست که در شعر زیر به ظهور میرسد؛ فروغ بی شک یکی از شناخته شده ترین شاعران معاصر تاریخ ادبیات ایران است که اشعارش تاکنون به ۲۵ زبان جهان ترجمه و منتشر شده ولی متاسفاته هنوز اشعارش وارد کتابهای درسی کودکان سرزمینش نشده و هنوز برای ایرانی، شاعری ناشناخته است. دوست دارم نظراتتون رو در مورد این شعر و فروغ بشنوم:

پاسخ ...

بر روی ما نگاه خدا خنده میزند
هر چند ره به ساحل لطفش نبرده ایم
زیرا چو زاهدان سیه کار خرقه پوش
پنهان ز دیدگان خدا، مِی نخورده ایم.

 
پیشانی ار ز داغ گناهی سیه شود
بهتر ز داغ مهر نماز از سر ریا
نام خدا نبردن از آن به که زیر لب
بهر فریب خلق بگویی خدا ... خدا


ما را چه غم که شیخ شبی در میان جمع
بر رویمان ببست به شادی در بهشت
او میگشاید ... او که به لطف و صفای خویش
گویی که خاک طینت ما را ز غم سرشت.


طوفان طعنه، خنده ما را ز لب نشست
کوهیم و در میانه دریا نشسته ایم
چون سینه جای گوهر یکتای راستیست
زین رو به موج حادثه تنها نشسته ایم.


ماییم ... ما که طعنه زاهد شنیده ایم
ماییم ... ما که جامه تقوا دریده ایم
زیرا درون جامه به جز پیکر فریب
زین راهیان راه حقیقت ندیده ایم.


آن آتشی که در دل ما شعله میکشد
گر در میان دامن شیخ اوفتاده بود
دیگر به ما که سوخته ایم از شرار عشق
نام گناهکاره رسوا نداده بود.


بگذار تا به طعنه بگویند مردمان
در گوش هم حکایت عشق مدامِ ما
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
" ثبت است در جریده عالم دوام ما"

... فروغ فرخزاد

دفتر شعر "دیوار" انتشار 1336 خورشيدي- تهران

 

+ بیان شده در Wed 23 Apr 2008ساعت 20:47 از برادران ارجانف |


در ادامه بحث پرچم ایران به دوره نادرشاهی رسیدیم که ایران کم کم از هرج و مرج فروپاشی امپراتوری صفوی دور میشد، به ادامه مطلب مراجعه کنین:

پرچم در عهد نادرشاه افشار

نادر که مردي خود ساخته بود توانست با کوششي عظيم ايران را از حکومت ملوک الطوايفي رها ساخته، بار ديگر يکپارچه و متحد کند. سپاه او از سوي جنوب تا دهلي، از شمال تا خوارزم و سمرقند و بخارا، و از غرب تا موصل و کرکوک و بغداد و از شرق تا مرز چين پيش روي کرد. در همين دوره بود که تغييراتي در خور در پرچم ملي و نظامي ايران بوجود آمد. درفش شاهي يا بيرق سلطنتي در دوران نادرشاه از ابريشم سرخ و زرد ساخته مي شد و بر روي آن تصوير شير و خورشيد هم وجود داشت اما درفش ملي ايرانيان در اين زمان سه رنگ سبز و سفيد و سرخ با شيري در حالت نيمرخ و در حال راه رفتن داشته که خورشيدي نيمه بر آمده بر پشت آن بود و در درون دايره خورشيد نوشته بود:  ...


دنباله سخن اینجاست.

+ بیان شده در Wed 23 Apr 2008ساعت 20:24 از برادران ارجانف |


خوب است که آداب و آئینهای محلی بومی و یادها و خاطرات رسوم و طرحواره های کهن این سرزمین از طریق پدیده مدرن قرن 21 حفظ بشود که بصورت سریال داستانها و ادبیات شفاهی ارجان/بهبهان از سوی دوستان روایت و حکایت بشود تا برای همیشه ماندگار بماند. ضرب المثلها، نواها و آواها، رسوم؛ ادبیات فولکلور بهبهان را میشود از این طریق هم حفظ کرد. آیا میدانستید که برگ گیاه مورد برای چه برای بهبهانی ها تا حدودی اگر نگوییم مقدس ولی از ارزش والایی برخوردار است؟

این قداست فرهنگی ریشه در یک آئین قدیمی مردم بهبهان دارد. گیاه مورد اصولا گیاه مناطق مدیترانه ای و از گیاهان با مزه بسیار تلخ ولی خوشبو است. همزمانی استفاده این گیاه در مراسم فوت و مرگ عزیزان و از دست رفتگان تجسم نوستالوژیکی ایجاد میکند؛ تلخی مرگ و سختی فراق و هجران عزیز سفر کرده. حالا چرا مورد؟ با عرض معذرت گل خرزَهره(تلفظ شاید اشتباه باشه) و صبر زرد و بید نیز از برگ بسیار تلخی برخوردارند ولی چرا مورد؟

این انتخاب - من باستانشناس و مورخ نیستم- به احتمال به 3000 سال پیش برمیگردد. حتی قبل از ورود آریایی ها و حکومت پارس و ماد بر سرزمین ارجان و بهبهان.. یعنی حضور قوم یهود و شیوع آئین و دین یکتاپرستی یهود در ارجان و بهبهان. زمانی که بخت النصر یا نبوکدنازار شاه بابل و آکد، اورشلیم رو ویران میکند و اسیران یهودی و تابوت عهد عتیق یا همون تورات را به میان رودان میاره بعضی از خانواده های یهودی برای گریز از آزار و ایذاء بابلیها و آکدیها به سمت شرق کوچ میکنند و رانده میشوند. وجود سنگ قبرهای دامنه کوه دماوند در تهران و سایر مراکز یهودی نشین در اصفهان، شیراز و یزد و حتی افغانستان و ماوراءالنهر نشانه این کوچ بزرگ و در تعبیر یهودی-عبری خود همان دیاسپورا یا جلای وطن نامیده شده است.

مقبره دو عالم یا حاخام یا رابی یهودی در ارجان و بهبهان که امروز بشیر و نذیر گفته میشود یکی از هزاران مدارک و اسناد تاریخی قدمت هزاران ساله این شهر است. قدمت یک شهر و قوم فقط در چند سنگ و کاخ و ابنیه نیست... گرایش مدرن و جدید در باستان شناسی و تاریخ درک، فهم و کشف یک ملت در آواها و نواها و رسوم و آئینهایش است. هنوز در بهبهان زنان و مردان شنبه ها به زیارت این دو مزار میروند. آیا قداست روز شنبه معنای خاصی ندارد؟ نذر میکنند و زیارت نامه می خوانند... اما برگردیم به گیاه مورد. در تلمود یا همان دومین کتاب مقدس یهودیان از سه گیاه مقدس نام برده شده و در مراسم جشن و عزا حمل میشود: مورد؛ تورنج؛ بید؛ هنوز در بهبهان گیاه مورد بر سر مزار عزیزان و مردگان گذاشته میشود که نشانه ای از تلخی مرگ و دوری آن عزیز سفر کرده است.

+ بیان شده در Wed 23 Apr 2008ساعت 20:13 از برادران ارجانف |


Go to fullsize image

لازم  دونستیم که ابتدا مطالب بلاگ رو از پرچم کشور عزیزمون ایران شروع کنیم که تاریخی گران مایه ولی در عین حال پرمخاطره داشته؛ به ادامه مطلب مراجعه کنید....

پيشينه تاریخی

نخستين اشاره در تاريخ اساطير ايران به وجود پرچم، به قيام کاوه آهنگر عليه ظلم و ستم آژي دهاک(ضحاک) بر ميگردد. در آن هنگام کاوه براي آن که مردم را عليه ضحاک بشوراند، پيش بند چرمي خود را بر سر چوبي کرد و آن را بالا گرفت تا مردم گرد او جمع شدند. سپس کاخ فرمانرواي خونخوار را در هم کوبيد و فريدون را بر تخت شاهي نشانيد.

فريدون نيز پس از آنکه فرمان داد تا پاره چرم پيش بند کاوه را با ديباهاي زرد و سرخ و بنفش آراستند و دُر و گوهر به آن افزودند، آن را درفش شاهي خواند و بدين سان " درفش کاويان " پديد آمد. نخستين رنگهاي پرچم ايران زرد و سرخ و بنفش بود، بدون آنکه نشانه اي ويژه بر روي آن وجود داشته باشد. درفش کاويان صرفاً افسانه نبوده و به استناد تاريخ تا پيش از حمله اعراب به ايران،  بويژه در زمان ساسانيان و هخامنشيان پرچم ملي و نظامي ايران را درفش کاويان مي گفتند، هر چند اين درفش کاوياني اساطيري نبوده است.

محمدبن جرير طبري در کتاب تاريخ خود به نام الامم و الملوک مينويسد: ...


دنباله سخن اینجاست.

+ بیان شده در Wed 23 Apr 2008ساعت 19:56 از برادران ارجانف |


با درود به همه دوستان ... ما با نام "برادران ارجانف"

بعد از کش و قوس بسیار دست آخر به پیشنهاد آرش(برادر کوچک ارجانف) تصمیم گرفتیم برای دوست داشتن دوستان و حرف زدن با اونها به عالم اینترنت پناهنده بشینم ... روی همین اساس این بلاگ آغاز شد و هر چند "ره دراز است و ما نو سفریم."

در مورد عنوان بعد از گفتگوی زیاد که بیشتر شکل جدل داشت تا دیالوگ با توجه به احترامی که برای رمان نویس معروف روس "فیودور داستایوفسکی" بویژه در رمان تحسین برانگیزش "برادران کارامازوف Brothers' Karamazov" داشتیم؛ از روح بزرگش اجازه گرفتیم و با نام شهرمون پیوند زدیم و در نهایت شد اسم بلاگ ما "برادران ارجانف Brothers' Arjanov" که در حوزه های مفید علمی و مسائل اجتماعی فرهنگی در مورد کشورمون و شهرمون "ارجان/بهبهان" در خدمت دوستان هستیم ...

انتقاد و پیشنهاد خواهشا یادتون نره ؛ چون بدمون میاد اگه فقط بگین "اوه عالیه!!"

 

+ بیان شده در Wed 23 Apr 2008ساعت 19:33 از برادران ارجانف |


دوستان عزیز؛ ما از این سزرمین سبز استوایی میخوایم اونچه که میدونیم و فکر میکنیم مهمه رو از مسائل اجتماعی گرفته تا فرهنگی از ایران و شهرمون ارجان براتون حرف بزنیم... اسم بلاگ رو هم از رمان معروف "برادران کارامازوف" اثر نویسنده شهیر روس، فیودور داستایوفسکی و اسم اصیل شهرمون ارجان گرفتیم: برادران ارجانف ...


HOME
E-Mail
Night Skin


LinkDump

فضولباشی(طنز سیاسی اجتماعی)
قانقاریا(طنز سیاسی اجتماعی)
ملا حسنی
حسن آقا در غربت؛ طنز اجتماعی
لیست سایتها و وبلاگهای ایرانیان مهاجر
پورتال ایرانیان مقیم مالزی
سایت موسسه آینده عباس عبدی
ایرج مصداقی؛ تاریخ معاصر انقلاب ایران
لوموند دیپلماتیک فارسی
سمینارنیوز؛ اخبار همایشهای داخل کشور
رادیو مردم؛ پخش زنده
سایت گذار؛ چشم اندازی به حقوق بشر در ایران
مجله خواندنیها
رادیو فردا
رادیو زمانه
دوچه وله؛ رادیو فارسی آلمان
سایت خبری مردمک
مجله راهبرد
شهرزادنیوز
آفتاب نیوز
ایسکانیوز؛ باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران
سایت خبری ایران ب ب ب
خبرنامه امیرکبیر
مجله خبری زیگ زاگ
آسمان دیلی نیوز
سایت شجاع الدین شفاء
سایت خبری الف ب
ایرانپرس نیوز
گویانیوز
Pars Times
ادوارنیوز(سازمان دانش آموختگان ایران)
کمیته بین المللی نجات پاسارگاد
آژانس خبری کوروش
خبرگزاری جبهه ملی ایران
نشریه لوموند دیپلوماتیک
خوزنیوز؛ خبرگزاری خوزستان
سایت طنزنوشته های ابراهیم نبوی
آوای آزاد؛ کتابخانه شاعران معاصر ایران
ری را؛ کتابخانه شاعران کهن پارسی
سایت فروغ فرخزاد
آرشیو پیوندهای روزانه


Archives

6/22/2009 - 7/22/2009

5/22/2009 - 6/21/2009
3/21/2009 - 4/20/2009
2/19/2009 - 3/20/2009
1/20/2009 - 2/18/2009
12/21/2008 - 1/19/2009
11/21/2008 - 12/20/2008
10/22/2008 - 11/20/2008
9/22/2008 - 10/21/2008
8/22/2008 - 9/21/2008
7/22/2008 - 8/21/2008
6/21/2008 - 7/21/2008
5/21/2008 - 6/20/2008
4/20/2008 - 5/20/2008


Categories

فرهنگ و تاریخ، علم و هنر شهر ارجان/بهبهان
مسائل اجتماعی تاریخی فرهنگی ارجان/بهبهان
زندگی بهبهانیهای مهاجر و خارج از ایران
ادب و شعر ایران و جهان
خبرها و گذرها بر ایران


Links

بهبهان، شهر ما
نیازمندیهای بهبهان/ارجان
ارجان، پدر جدید بهبهان
ارجان و بهبهان در ویکی پدیا؛ دانش نامه آزاد
بهبهان وب
بشیر نذیر بهبهان
پرنده آزاد؛ مادام نسترن
بهبهان در دایره المعارف آنلاین لاکی Lucky Encyclopedia
بهبهان در دایره المعارف آنلاین بریتانیکا
ارجان و بهبهان در اطلس جهانی آنلاین ArchAtlas
بهبهان در پایگاه اطلاعات علوم زمین ایران NGDI
فریاد بهبهان
انجمن بهبهانیهای مقیم نصف جهان
انجمن دانشجویان بهبهانی مقیم اهواز
انجمن دانشجویان بهبهانی مقیم تهران
صفای بهبهان / فرزاد صدری
ظهیرالدوله, سایت خوب من
سرو آزاد، کیارش یشایائی
مادام شبنم
وب من و شما؛ سپیده از آلمان
خبرنامه ایرانیان مقیم مالزی
طلوع عشق؛ مادام آزاده در مالزی
مادام اعظم؛ بهبهان نگاشت
مرکز پژوهشهای بهبهان
بهبهان آرامیس؛ مستر بامداد
من نیستم؛ مستر میثم امانی
میدانهای مغناطیسی؛ مستر سعید
هفته نامه بهبهان
پایگاه خبری ارجان نیوز
وبلاگ مهندسی بهبهانیها؛ غلامرضا اشرفی
آب و هوای ارجان
بهبهان؛ مادام سیما
انعکاس مسائل ارجان؛ فراری
شاخه گل نرگس از بهبهان
منصوریه؛ بلاگ مستر ایرج بهمن پور
فرشته تابان
زیر باران؛ بلاگ مستر مهدی شجاعی
مادام مهسا
مجله خبری بهبهان تیوا
سایت بهبهان آنلاین
بهار بهبهان؛ مستر محمد
نشانی؛ مستر فرید
شعر بهبهونی؛ مستر امیررضا
مستر حسین؛ ژورنال اوتو
تفکر نو بهبهان
نوراندیش ارجان؛ مستر کوروش
مادام مژگان از جامعه بانوان ابهر
یادداشتهای من؛ مستر ماجد
پیه سوز؛ چراغ پر فروغ
وبلاگ هفت؛ وحید نیک گو
دریزکوه؛ مستر مسعود
فقط بهبهو؛ سیدمحسن
آفتابگردان سرخ؛ مادام ستاره
دیدبان محیط زیست؛ مادام مژگان
آسمان دل من؛ فرشته خانم
عقاب ایران، سرزمین جاودان
فرهنگ پارسیان؛ سرباز کوروش
ایران؛ مادام نوشین
پیرسیک (پرستو)
خردورز؛ ستیز با خرافات در ادیان
پایگاه خبری ارجان وب
سایت ایرانیان مالزی
محمد، شکوایه گر تاریخ
مستر مسعود خردمند
مستر ایمان؛ گله دارزاده
مستر سیاووش؛ آشنایی با جانوران
خرم آباد؛ مستر مهدی
قلم بی هویت
مسترشاهین؛ استاد تکواندو
ارگان سیتی؛ مستر امیرحسین
اندیشه برتر؛ کوروش بزرگ
بانوی ایرانی
تاریخ و فرهنگ ایران زمین؛ مستر کوروش
ینگه دنیا؛ مستر بهمن شهزادی
دیدنیهای یزد؛ مستر سعید
سینا دیلی از مالزی نویسان
احمدرضا دیلی از مالزی نویسان
این نیز بگذرد؛ مستر علیرضا
عکاسی؛ مادام نفیسه از مالزی نویسان
مادام شیرازی از مالزی نویسان
کافه گینزبورگ در اسرائیل؛ مستر فرهاد
آن سوی دیوار؛ مستر کامران
بادبان از ایتالیا
بهبهان دیتا دات کام
وبلاگ "هو" ستاره صوفی
اتاق تک؛ مستر کسرا
مستر دانیل؛ سایت دانشجویان یهودی ایران
مادام سمیرا؛ زروانیک
مستر مجید؛ بهبهان آریاگان
مستر امید؛ مهندسی ایمنی
وبلاگ رزی؛ دوستی ایران و اسرائیل
سلام بهبهان؛ مستر رضا
src="http://fastwebcounter.com/secure.php?s=http://arjanov.blogfa.com">



Design by : Night Skin



اعتراض به تخلفات آشکار در انتخابات
ثبت ایمیل برای دریافت آخرین اخبار مربوط به میرحسین موسوی: