|
Brothers' Ardjanov |
|
درج مطالب این وبلاگ در روزنامه کیهان و ابرار و خبرگزاری فارس و رجانیوز حرام است! |
اگر
مرد بخواهد با زن همبستر شود زن بايد حتي عبادتاش را هم به اين منظور
نيمهكاره رها كند. علاوه بر اين از آنجا كه مرد براي زناش پول پرداخت
كرده (گرچه پرداخت مهريه عملاً هنگام طلاق محقق ميشود)، بنابراين تنها
مرد است كه حق دارد، تصميم بگيرد كي و چگونه سكس داشته باشد. همچنين
تنها مردان هستند كه اجازه دارند تمايلات جنسي خود را بروز دهند و اين امر
نه تنها در مورد همسران بلكه درمورد غيرهمسرانشان نيز صادق است. اگر
مرد نسبت به زني كه همسر او نيست ابراز تمايل جنسي نمايد، اين زن است كه
مورد سرزنش قرار ميگيرد و نه مرد، زيرا زن نبايد خود را در موقعيتهايي
قرار دهد كه مردي بتواند تا اين حد به او نزديك شود. علاوه بر اين، اعتقاد راسخ بر آن است كه اگر دختران و زنان بر حسب اتفاق با مردي تنها بودند نميتوانند به او نه بگويند. نويسنده
قابوسنامه در كتاباش آورده است: «بايد بداني كه يك زن نميتواند قاطعانه
در مقابل يك مرد مقاومت كند هر چند كه آن مرد پير يا زشت باشد.» اعتقاد
به اينكه زنان بهخاطر شهوت سيريناپذيرشان، قادر نيستند در مقابل طلسم
يك مرد ايستادگي كنند با شواهدي از اين دست كه مثلاً امام رضا (ع) گفته
است زنان ۹۹ بار شهويتر از مردان هستند، تقويت ميشود. اين اعتقاد همچنين به وسيله حكايات عامهپسندي كه چنين ديدگاهي را تاييد ميكنند، بيشتر گسترش يافته است. بهعنوان
مثال در حكايت پرطرفدار حسين كرد، آمده است كه سنبل، دختر شخصي كه حسين را
دستگير كرده بود به او كمك ميكند تا از دست پدرش كه قصد كشتن حسين را
داشته است فرار كند. دليل
دختر براي اين كار، آنطور كه خود به حسين گفته اين است: «من ميخواهم خود
را فداي صورت زيبا و آلت مردانه تراشيده (و تميز و بنابراين جذاب) تو
كنم.» اين سخنان همانقدر كه يك
خودستايي مردانه بوده نشانگر عدم اطمينان مردانه نيز است، عدم اطميناني
كه سبب جستوجوي دايمي مردان جهت يافتن راههايي براي تقويت آلت جنسي خود
ميشود. اگرچه
آنطور كه ادعا شده است، تمايلات جنسي زنان بيش از مردان است. اما يك زن
حتي در چارچوب پيوند زناشويي نيز نميتواند اين تمايلات را ابراز كند. او
بايد حركات شوهرش در اين زمينه را متابعت كرده و نسبت به آنها وكنش نشان
دهد، حركاتي كه هدف آن به ظهور رساندن «قدرت شهواني مخفي زنان است. تنها
مرد است كه شهوت زن را برميانگيزد و نيز آن را ارضا ميكند. زن قبل از
آغاز كار توسط مرد قادر نبوده در اين زمينه درخواستي داشته باشد و سپس نيز
نميتواند بيتفاوت بماند.» اما
نويسنده ناشناس كتاب تاديب النسوان در اواخر قرن ۱۹ تا حدودي موضعي
انتقادآميز نسبت به رفتار زنان در چارچوب ازدواج اتخاذ كرده و به
خوانندگانش توصيه ميكند كه زنها بايد خود را براي همبستري آماده كنند،
به اين معنا كه خود را آرايش كرده، از بوي خوش استفاده كنند و ظاهر خود را
بيارايند. او
ميافزايد «در رختخواب بيحيايي بهتر از زاهدمآبي است بنابر اين گمان
نكنيد كه اگر كاملاً تسليم عشق شويد وقار شما صدمه ميخورد.» نكته ديگر
در مورد روابط جنسي در ايران آن است كه نبايد درمورد آنچه در رختخواب
اتفاق ميافتد با دخترها صحبت كرد، كاري كه اغلب زنها زماني كه به حمام
ميرفتند، انجام ميدادهاند. آن
چنان كه از كتاب تاديب النسوان برميآيد هرگز اين نكته در نظر گرفته
نميشده است كه زنان بايد زندگي جنسي متعلق به خود را داشته باشند. آنها
تنها موضوع و متعلق ارضاي جنسي مردان بودهاند. در اين ديدگاه زنان
آنگونه در نظر گرفته ميشوند كه يك كشاورز قطعهاي زمين را در نظر
ميگيرد. به
عبارت ديگر زنان مانند يك كشتزار منفعل كه تنها توسط مرد مورد استفاده
قرار ميگيرد، شخم زده ميشود و شكل داده ميشود، به گونهاي كه تنها مرد
حق دارد بيشترين بازده (يعني بچهها و ارضاي جنسي) را به وسيله بكار بستن
دانشاش درمورد شكلبندي زمين، از آن به دست آورد. اگر
زوجي بچهدار نميشدند، حتماً زن عقيم بوده است و نه مرد، مگر اينكه ثابت
ميشده است كه مرد از لحاظ جنسي ناتوان است. اگر همه بچهها از يك جنس
بودند، اين گناه نيز بر گردن زن بود. براساس
نوشتههاي يك روانشناس زن ايراني كه در سال ۲۰۰۷ منتشر شده است، «در
جامعه سنتي ايراني مفهوم ارضاي جنسي براي زنان اساساً بيمعنا است. او
ميگويد: «من
بسياري از اينگونه زنان را ديدهام كه آميزش جنسي را صرفاً بهعنوان
وسيلهاي براي ارضاي مرد، عاملي براي استمرار زندگي مشترك زناشويي و
احتمالاً بهعنوان تضميني براي ادامه دريافت حمايتهاي مالي از همسرشان
ميدانستهاند.» ظاهراً
زنان اطلاعاتشان را با هم در ميان ميگذاشتهاند تا بدانند چه چيزي مردان
را راضي ميكند. با وجود اين گزارش شده است كه بسياري از مردان از لحاظ
جنسي راضي نبوده و تخمين زده ميشود كه ۳۰ تا ۴۰ درصد زنان سردمزاج
بودهاند. اين
عدم رضايت مردان از روابط ناهمجنسخواه در «تاسف خوردنهاي ترانههاي
عاميانه، در فراواني ساير اشكال تمايلات جنسي مانند استمنا، همجنسگرايي
و نزديكي با حيوانات متجلي شده و ميشود.» اين شرايط به موقعيتي منجر
شده كه بسياري از زنان احساس كردهاند، ازدواج بهجاي آنكه يك آشيانه گرم
و امن باشد يك قفس است حتي اگر طلايي باشد. نكته ديگر آنكه سكس در ايران در حالت عريان انجام نميگرفته است. اغلب براي زوجين هر دو، سكس (به صورت بخشي) پوشيده بوده و هست. اين
امر به علت آن نيست كه عشق مانع ميشود زوجين لباسها را از تن بيرون
كنند. به احتمال زياد دليل سكس پوشيده (با لباس) بهذاته ديني است. علاوه بر اين افراد نبايد در حال سكس حرف بزنند چون ممكن است فرزندي كه به دنيا ميآيد گنگ باشد. اين
مساله مينياتورهايي را كه بهذاته و به صراحت پورنوگرافيگ هستند، يعني
مينياتورهايي كه اندام تناسلي و مقاربت را به تصوير كشيدهاند نيز در بر
ميگيرد. در اين موارد هر دو نفر تنها لباسهاي پايينتنه را از تن در آوردهاند و بالاتنه آنها پوشيده و داراي لباس است. رسم
سكس با لباس توسط مطالعات جامعهشناسانه نيز تاييد شده است. اين مطالعات
اظهار داشتهاند «اقشار پايينتر جامعه براي عشقورزي عريان نميشوند و
بدنها پوشيده ميماند. اعتقاد بر اين است كه برهنگي ميتواند به ناتواني
جنسي مرد منجر شود.» درواقع
عشقبازي غالباً در سكس غايب است. «در جريان عمل جنسي غير از اندامهاي
تناسلي ارتباط فيزيكي ديگري وجود ندارد و ناز و نوازش عملاً ناشناخته است.» دليل فقدان عشقبازي (قبل و بعد از عمل جنسي) در مناطق روستايي عمدتاً «فقر، نحوه تنظيم زندگي و حضور خانواده است». در
مناطق شهري هم كه تا همين دورههاي اخير اتاق خواب جداگانه در اكثر
خانهها وجود نداشته است، اين مساله احتمالا ً بيشتر به اين علت توسعه
يافته است كه كارگران متاهل طبقه پايين بهطور متوسط ۱۱ ساعت در روز كار
ميكرده و اكثر اوقات فراغت خود را هم با ساير مردان ميگذرانده و
بنابراين نميتوانستهاند وقت زيادي را در مصاحبت با زنان سپري كنند. A Social History of Sexual Relations in Iran, By: Willem Floor
مساله سكس با لباس در مينياتورهايي كه دو نفر را در حال همآغوشي سكسي تصوير ميكند نيز روشن است.
+ بیان شده در Fri 19 Sep 2008ساعت 22:45 از برادران ارجانف |
ده روزی است وارد آخرین ماه تقویم عبری شده ایم که به
نام ایلول خوانده می شود. از اول ایلول ایام توبه کلیمیان آغاز می شود و
به مدت ۴۰ روز ادامه می یابد و به روزه ی بزرگ به نام یوم کیپور یا روز
کفاره ختم می شود. این روز به احتمال در ارجان که اکثریت کیش یهودی داشتند برگزار می شده است. بر طبق این آئین به مدت چهل روز مناجات شبانه برگزار میشود . از ساعت ۵
صبح آغاز و به نماز صبح متصل می شود . در دو روز اول سال نو و در پایان
روز کفاره کرنا نواخته
می شود . در روز کفاره (که یک روزه ی کمر شکن ۲۶ ساعته است ) در صورت
اجابت دعا و نماز ٬ گناهانی که بین خدا و انسان است بخشیده می شود و
بخشایش گناهانی که در حق انسان دیگر شده موکول به جلب رضایت اوست . به
مناسبت این ایام یک قطعه از کتاب یشعیا ی نبی (باب ۵۸) را می نویسم :
... * چرا روزه داشتیم و ندیدی و جانهای خویشرا
رنجاندیم و نداستی . اینک شما در روز روزه خوشی خود را می یابید و بر عمله
های خود ظلم می کنید * اینک به جهت نزاع و مخاصمه روزه می گیرید و به لطمه
ی شرارت می زنید . امروز روزه ای نمی گیرید که آواز خود را در اعلی علیین
بشنوید * آیا روزه ای که من می پسندم مثل این است روزی که آدمی جان خود را
برنجاند و سر خود را مثل نی خم ساخته پلاس و خاکستر زیر خود بگستراند .
آیا این را روزه و روز مقبول خداوند می خوانی * مگر روزه ای که من می
پسندم این نیست که بندهای شرارت را بگشائید و گره های یوغ را باز کنید و
مظلومان را آزاد سازید و هر یوغ را بشکنید * مگر این نیست که نان خود را
به گرسنگان تقسیم نمائی و فقیران رانده شده را به خانه ی خود بیاوری و چون
برهنه ای ببینی او را بپوشانی و خود را از آنانی که از گوشت تو می باشند
مخفی نسازی * ... به نقل از بلاگ دوست عزیزمان: کیارش جان؛
+ بیان شده در Fri 19 Sep 2008ساعت 22:7 از برادران ارجانف |