|
Brothers' Ardjanov |
|
درج مطالب این وبلاگ در روزنامه کیهان و ابرار و خبرگزاری فارس و رجانیوز حرام است! |
حاج آقا و همجنس بازی ... جزوه منتشره از سوی سفارت ایران در امارات متحده!؟ 
+ بیان شده در Mon 2 Feb 2009ساعت 11:6 از برادران ارجانف |
امروز پدرام از مانیل برگشت. رفته
بود برای کنفرانس جهانی بیماریهای مناطق حاره ای و جالبه اینه که مقاله اش رو
بصورت سخنرانی و مقاله برتر پذیرفته بودند. خلاصه دوتا برادر رفتیم فرودگاه KL استقبالش؛ آخه نزدیک محل سکونت
ماست و یه بار هم توی بارون خفن استوایی برا ما هم همین کار رو کرده بود. J خیلی خوشحال بودیم آخه پدرام مایه
افتخار ایرانه و جالب اینه که از نام ایرانی بودن مثه ما خیلی کنفرانسهای مهم رو
در امریکا نتونسته ویزا بگیره ! L خیلی ناراحت بود بطوریکه تا دیدیمش
لبخند همیشگی اش رو ندیدیم. فقط توی تاکسی یه دفعه با تکیه به من آروم گریه کرد و
ما هردو هم مونده بودیم که اخه چی شده؟ تو فیلیپین چه اتفاقی براش افتاده بود؟ تا
اینکه بین گریه های آرومش گفت: توی فرودگاه مانیل وقت ورود ازش انگشت نگاری کرده
بودند. اول مخالفت کرده بود؛ ولی چون براش اون سمینار خیلی مهم بود؛ تسلیم شده و
در حین انگشت نگاری هم خانم پلیس عصبانی فرودگاه بهش گفته بود: بعد از حوادث مومبای هند این دستور اداره امنیت
و کنترل اتباع خارجی است که اتباع منطقه خاورمیانه مخصوصا آقایون جوان بصورت رندام
انگشت نگاری بشوند. L امسال
امارات متحده و اندونزی این کار رو در مورد اتباع ایرانی کرده بودند و حالا
فیلییپین و فردا هم حتما همین جا مالزی و بعدها فرودگاه کشورهای بورکینافاسو و
سنگال و فلسطین و ونزوئلا و ... خیلی وضعش خراب بود. دقیقا حالشو
درک میکردم مثه خودمون اون بار وقتی که دیدن پاسپورتمون روش نوشته جمهوری اسلامی
اجازه ندادند بریم توی سفارت آمریکا برای ویزای کنفرانس جامعه شناسان شمال آمریکا
در دانشگاه میشیگان در ژوئن 2008 و جالبه
اینه که بعد از اصرارها و در واقع خواهشهای من که میخوام خودم کاردار سفارت رو
ببینم؛ خانم مالایی منشی در دفتر سفارت با خنده گفت: Oh, Sorry
sir; the consul of welfare and culture wont to see you. و من هم گفتم: میدونم چرا کاردار فرهنگی سفارت
آمریکا نمیخواد منو ببینه خانم محترم؛ چون ایرانی هستم. اینو داشتم برای پدرام
تعریف میکردم که دیدم داداشی داره ترانه جنگل بدون ریشه رو از آلبوم رگبار سیاووش آروم
میخونه و هر سه هم باهاش خوندیم و یادمون رفت که رسیدیم خونه و راننده تاکسی با تعجب
داشت نگامون میکرد. J حالا اینو برای دوستان نوشتیم تا بدونن خیلی زندگی هم آسون
نیست وقتی که همه پلهای پشت سر رو با نابخردی بعضیا خراب کردیم. L ترانه سیاووش رو هم تقدیم میکنیم به همه دوستان و مخصوصا اونهایی که در غربت هستند؛
حتا اگرچه در ارجان و ایران باشند. توی خونه مون به ما میگن فراری توی غربت دم به دم انگشت نگاری، دیگه حتا صاحب اون خونه نیستیم. بیرون خوونه میگن ما تروریستیم. وقتی خونه شده بود مثه جهنم با ویزای بهشت بریدیم از هم حالا تو برزخ بدبینی اسیریم نمی تونیم ریشه مونو پس بگیریم. چاره نمونده جز رفتن و رفتن انگار اینو رو پیشونی مون نوشتن که سفر تقدیر ماست واسه همیشه ما همینیم جنگل بدون ریشه ...
+ بیان شده در Sun 25 Jan 2009ساعت 2:27 از برادران ارجانف |
حماس اعلام کرد:
به دنبال شكست دشمن صهيونيست در نوار غزه و به رغم ادامه جنايات اين رژيم در بيش از سه هفته و شكست آن در تحميل شروط صهيونيستي بر مقاومت و ملت ما؛ ما گروههاي فلسطيني، از جانب خود آتشبس در نوار غزه را اعلام كرده و بر مواضع و خواستههاي خود تأكيد ميكنيم كه همانا عقبنشيني نيروهاي دشمن از نوار غزه ظرف يك هفته، باز شدن گذرگاهها و جادهها و معابر و ورود كمكهاي انساني و اضطراري و نيازمنديهاست. ما براي همراهي و پاسخ به تلاشهاي مصر، سوريه و قطر آمادهايم به شرطي كه به توافقي دست بابيم كه به باز شدن گذرگاهها از جمله گذرگاه رفح بينجامد.(خبرگزاري فارس)
--------------
بالاخره بعد از سه هفته فشار داماد و خانواده اش امروز عروس خانوم بله رو گفت.
عروس خانوم خجالتی که دو سه هفته اي رفته بود گل بچينه امروز بعد از گرفتن زير لفظی با کلی ناز و عشوه گفت : با اجازه آقام، خان عمو اسد و بقيه بزرگترا… بله! البته عروس شرط هم گذاشت که الا و بلا به اين شرط بله ميگم که دوماد بايد قول بده که ظرف يک هفته تمام گذرگاهها و معابر حياتی منو باز کنه! آقا دوماد هم خندون گفته اين که چيزی نيست همين امشب تو حجله همه رو يه جوری واسش واز ميکنم که دهن کل فاميلشون واز بمونه!
از طرف ديگه تو اين سه هفته بزن و بکوب تو خونه عروس خانوم يه در و پنجره سالم نمونده که البته خيلی هم مهم نيست حاج خانوم مادر عروس به اقدس خانوم زن همسايه گفته خودم کردم چشمم کور خودم هم خرجشو ميدم, يه کم طلا های خودم هست ميفروشم بقيه اش رو هم پول جهيزيه ايراندخت خواهر کوچيکشو ميذارم روش پول خسارت خونه جور ميشه. انصافاً از نقش مهم عليا مخدره حاج خانوم مادر عروس در اين ماجرا نميشه گذشت، ايشون از يه طرف نشسته بود زير پای عروس خانوم خنگ که نگه بله، از اون ور هم به بقيه ميگفت والا خودش نمّيخواد بچه ام، منم که دستم بسته ست و نميتونم دخالت کنم. امروز هم بعد عقد در گوشی به اقدس خانوم گفته که من هنوزم دلم راضی نيست بچه ام بره خونه اين لندهور،حيف که باباش نذاشت بدمش به نصر الّله خان بچه خواهرم!
به هر حال که فعلاً دو طرف رضايت دادن و سر و صدا ها خوابيد، حالا بايد ديد آقا دوماد که بدجوری گربه رو از سر داره حجله بر عکس آويزون کرد، شب تو حجله گذرگاه های عروس خانوم رو واز ميکنه يا نه.
پ.ن. اول: ما که سه هفته بود دهنمون کف کرد از بس خونديم ؛عروس خانوم بگو بله بگو بله بگو بله………
پ.ن. دوم: باز هم طبق معمول همه اين وسط پيروز شدن، همه هم به اهدافشون رسيدن !
پ.ن. سوم: عروس راضی، دوماد راضی ، کون لق اون هزار و دويست سيصد نفر بدبخت ننه مرده اي که ريق رحمت رو سر کشيدن واسه يه بله ساده !
به نقل از قانقاريا در لینک زیر:
http://ghangharia.wordpress.com/2009/01/18/aroos/#comment-90
+ بیان شده در Fri 23 Jan 2009ساعت 11:50 از برادران ارجانف |