|
Brothers' Ardjanov |
|
درج مطالب این وبلاگ در روزنامه کیهان و ابرار و خبرگزاری فارس و رجانیوز حرام است! |
جملات قصار مسوولان جمهوری اسلامی در سال 1387 به قرار زیر است. تفسیر اونها
رو واگذار میکنیم به کامنتهای دوستان؛ ولی یه کار رو ما حتما انجام میدیم؛ اونهم ترجمه این جملاته.
نشون دوستان غیرایرانیمون میدیم تا بهتر دنیا رو بشناسند. نگین لطفا آبروی ایران
رو نبرین به خودمون مربوطه. سردار رادان: «قرار گرفتن چکمه بر روی شلوار به دلیل نشان
دادن بخشی از برجستگی بدن، از مصادیق شرع است و تبرّج به حساب می آید.» آیت الله جوادی آملی: «دانشمندان فیزیک، شیمی، بارانشناسی و زمین
شناسی، بدون پسوند اسلامی نفهمند.» حسنی،امام جمعه ارومیه: «اگر فرد مشرکی را وقتی فهمیدیم که واقعاً مشرک
شده، باید او رابسوزانیم؛ اگر با گلوله هم بود اشکالی ندارد.» امام جمعه شیراز: «گرانی خانه باعث شد جوان پاک ما به جای مسکن،
دوست دختر و دوست پسر بگیرد.» شکوفه گلخو، رئیس دانشگاه الزهرا: «بدحجابی زنان موجب فعال شدن غده هیپوفیز مردان
در تولید مثل می شود.» قرائتی: «ما آخوندها همیشه مثل گاز اشک آور عمل می کنیم؛
فقط بلدیم گریه مردم را در آوریم.» احمدی نژاد: «ما یک کشور آزاد هستیم.» سیّد حسین مرعشی: «احمدی نژاد نه فقط معجزه هزاره سوم، که معجزه
هزاره چهارم هم هست.» امام جمعه تبریز: «علت زلزله اخیر تبریز، اظهارات اعلمی، نماینده
تبریز در مورد سیّدالشهدا بود.» آیت الله خزعلی: «حجاب موجب بالا رفتن معدل دانشجویان می شود.» احمدی نژاد: «در ایران همجنس باز نداریم.» آیت الله امینی، امام جمعه قم: «سنگسار باید علنی باشد.» احمدی نژاد: «ایران قدرت اول جهان است.» آیت الله حسنی: «اگر مؤمنین غسل جمعه را انجام ندهند، مشکلات
کمبود گاز مرتفع می شود.» وزیر مسکن: «ساکنان شهرهای بزرگ امیدی به خانه دار شدن
نداشته باشند.» وزارت اطلاعات: «سنجابهای جاسوس در مرز دستگیر شدند.» احمدی نژاد: «نفت را سر سفره مردم می آوریم…» بعد از انتخابات: «نفت خوردنی نیست که سر سفره
ها بیاوریم.» الهام، سخنگوی (وقت) دولت: «نفت را سر سفره مردم نمی آوریم، بوی بد می
دهد.» «مسئولین نیروی انتظامی در ملاقات با یک گروه از
وزارت کشور آلمان، آمادگی خود را برای تأمین امنیت بازیهای جام جهانی (درآلمان)
اعلام کردند.» اسماعیل ططری، نماینده سابق کرمانشاه: «آلمانی ها اگر بشر بودند، یک زن رقاص رئیس شان
نمی شد.» احمدی نژاد: «اینها… به اندازه بزغاله هم از دنیا فهم و شعور
ندارند.» احمدی نژاد: «یکی از شخصیتهای شرق آسیا، از مسئولین درجه یک
اومد به دیدن ما... خلاصه حرفش این بود که اومده بود زنبیلش رو بذاره تو صف بگه ما
مشتری شما هستیم.» احمدی نژاد: «دختر ۱۶ساله ای در خونه شون انرژی هسته ای را
کشف کرده است.» حجت الاسلام و المسلمین مهدی پور، محقق و
پژوهشگر مهدویت: «رواج بی بند و باری در یک جامعه، باعث بروز
زلزله می گردد.»
+ بیان شده در Thu 16 Apr 2009ساعت 16:59 از برادران ارجانف |
اول از همه عید"پسح
Passover 2009" عیدبهار و آزادی رو که هرسال
همراه با عید نوروز است به یهودیان ایران و جهان تویژه به دوست عزیزمون کیارش و
خانواده گرامی اش و دوست قدیمی ام دانیل شادباش میگویم. امیدواریم که بجای ما کرفس
و نون مصا و شراب عید بخورند. ما و ایران و ارجان رو برای آزادی و برابری دعا کنند. ا مسال
برای عید دیدنی، دوستمون کامبیز ما رو دعوت کرد به خونه اش در سوجانا سردانگ.
البته قبلش هم گفته بود که عمو و زن عموش از استرالیا برای عید اومدن و میخواند
برن ایران دیدن خانواده و دوستان. تا اومدیم آمده بشیم دادشی انّ و منّ کرد که برای حضور در کمیته سوپروایزری نمیتونه
بیاد. تنها راهی شدیم و اون شب رو تا دیروقت در جوار کامبیز و خانواده عمواش بودم.
اونجا چندتا از دوستان هم اومده بودن که کامبیز دعوت کرده بود. جمعا شدیم 6 نفری و
خان عمو هم خیلی خوشحال که پسر برادرش اینجا تنها نیست! از تک تک ما در مورد حوزه
کاریمون و زادگاهمون و چرا اومدیم خارج و غربت این حرفا؛ تا رسید نوبت به من و
تمجید و تحسین پرسید: "کجایی هستین؛ عزیزم؟" من جواب دادم: "بهبهانی
هستم خان عمو." دیدم فورا کمی مکث کرد و خندید. بچه ها کنجکاو شدن که: "چیه
عمو داستان خنده داریه؟ بگو تا ما هم بعدها هی یادش بیاریم بخندیم؟!؟" مونده بودم که آخه چرا
امشب توی کشاکش شوخی ها قرعه به نام من افتاد؟ برای حل شدن قضیه و پیشگیری از
مشخره بازی دوستان گفتم: "خان عمو حالا هرچی هست بگین من خیلی هم سختگیر نیستم
برای شهرم اگه موضوع منفی داشته باشه خوب قبول میکنم." خان عمو گفت: "نه
... عزیزم؛ چیزی نیست برام جالب بود افرادی مثه تو و چندتا از دوستان خوب و
روشنفکر بهبهانی در استرالیا روی بهبهان رو سفید کردن از ننگی که خانواده آیت الله
بهبهانی بر دامن اون شهر گذاشته اند؟!" تا اسم آخوند به میون اومد همه دیگه
ول کن نشدند مخصوصا خودم که: "یاالله خان عمو بگو می شنویم." اخه عموی
کامبیز تحصیل کرده رشته باستان شناسی از دانشگاه ملبورن استرالیاست و چندین سالی
است که دیگه همونجا دیگه اقامت گرفت و موند. مطالعاتش عالی بود و هر از چند گاهی
کامبیز خاطراتی از اون نقل میکنه. خان عمو در مورد خانواده
آیت الله بهبهانی و روحانیت بهبهانی در ارجان و نقش اونها در کودتای 28 مرداد 1332
بر ضد دولت ملی مصدق گفت تا رسید به همراهی اونها با خاندان پهلوی و سرکوب اقلیتهای
فکری مذهبی مثه بهائیان و یهودیان و خیلی چیزهای دیگه؛ البته همه رو هم مثه یه
استاد دانشگاه مستند میگفت و اخر هم گفت: "اگه برخی از افراد خاندان
بهبهانیها در دوره مشروطه و معاصر مسوولیت پذیر عمل نکردند و سیاه بود رفتارشون؛ ولی
نسل جدید بهبهان بسیار متعهدتر به ازادی اندیشه و برابری ادیان و مذاهب است."
مهمانی تموم شد و اومدم خونه و دادشی رو خواب و بیدار هول هولکی بیدار کردم و
اونچه خان عمو گفته بود؛ براش گفتم و اون هم مقاله ای رو به من نشون داد که در زیر
بخشی از اون رو میارم؛ و به نقش ننگ الود برخی از بهبهانیها اشاره کرد و من اینبار
از آلوده شدن ارجان و شهر من به ننگی تاریخی سرافکنده شدم. لینک مقاله با استناد در
آدرس زیر است: http://news.gooya.com/politics/archives/2009/03/085702.php سرکوب بهائيان در دوران
شاه و شيخ، بهرام چوبينه "سرتيپ محمد آيرملو (معاون قدرتمندترين دستگاه دولت
يعنی سازمان اطلاعات و امنيت کشور) در خاطرات خود می نويسد: "يک روز صبح
تيمسار باتمانقليج رئيس ستاد ارتش و تيمسار بختيار فرماندار نظامی روی بام حظيرة
القدس (مرکز بهائيان در تهران) باشگاه مذهبی بهائيان رفته کلنگ بدست گرفتند و به
ويران کردن گنبد آن پرداختند. صبح روز بعد وابسته نظامی آمريکا به دفتر من آمد و با
چهره ای برافروخته گفت: اين چه کاری بود که از رئيس ستاد ارتش سرزد. چرا بايد يک رئيس ستاد ارتش کلنگ بدست بگيرد و جلوی چشم همگان ساختمانی را خراب
کند، آن هم ساختمانی که مورد علاقه و احترام شماری از مردم کشور شما است؟ کشور من
به ايران کمک می کند تا به تعمير خرابی ها بپردازد، آن وقت شما جاهای آباد را هم
خراب می کنيد....؟" من که خود نتوانسته بودم
يک دليل منطقی برای اين تخريب، آن هم بدست رئيس ستاد ارتش پيدا کنم در برابر
سرزنشهای وابسته نظامی آمريکا دهانم بسته ماند و پاسخی ندادم. چند ساعت بعد
شادروان باتمانقليج من را خواست و بی صبرانه پرسيد که وابستگان نظامی در باره
رخداد ديروز چه می گويند؟ من صريحاً گفته های وابسته نظامی آمريکا را بازگو کردم و
افزودم چند نفر ديگر از وابستگان نظامی نيز در اين کار شگفتی و تأسف نشان دادند.
هنگاميکه آثار ناراحتی در چهره ی ايشان نمودار شد پرسيدم؟ تيمسار براستی انگيزه ی
شما در اين کار چه بوده است؟ ايشان سر را بلند کرده گفتند: من انگيزه ای نداشتم اين
دستور ارباب بود. که مقصود شان شادروان محمد رضا شاه بود. بگونه ای که بعدها در
کتابها خواندم محمد رضا شاه اين دستور را برای بدست آوردن دل چند آخوند با نفوذ آن
زمان به ويژه سيد ابوالقاسم کاشانی صادر کرده بود... جالب آن است که شادروان
محمد رضا شاه ۲۵ سال پس از اين حادثه نتيجه رو دادن به آخوندها را ديد و نيز پس از
۲۵ سال تيمسار باتمانقليج هنگامی که در تلاطم انقلاب ۱۳۵۷ دستگير و محاکمه شد از
اين واقعه برای دفاع نسبتاً موفقيت آميز خود سود جست."{۳} آيت الله سيد محمد
بهبهانی در تلگرافی به شاه از "بستن کانون فساد دينی و مملکتی{حظيرة القدس،
مرکز بهائيان}.. به وسيله ارتش اسلام تشکرات صميمانه تقديم و آن را عيدی از اعياد
مذهبی بر شمرد" شاه در جواب آيت الله بهبهانی خاطر نشان ساخت: "به طوری
که مکرر از ما شنيده ايد هميشه خود را در اجرای مقررات اسلام موظف دانسته و ادامه
اين توفيق را از خداوند متعال خواهانيم". "دکتر مهدی حائری
يزدی، فرزند آيت الله عبدالکريم حائری يزدی، مرجع تقليد شيعيان و بنيادگذار حوزه علميه
قم، پس از تحصيل در حوزه قم و اخذ درجه اجتهاد در انگليس، آمريکا و کانادا به
آموختن فلسفه غرب پرداخت و سپس در آنجا به تدريس و تحقيق در زمينه های فلسفی مشغول
شد. دکتر حائری يزدی خاطره
ای از آيت الله مير سيد محمد بهبهانی نقل ميکند که بسيار خواندنی و عبرت انگيز است
زيرا با توجه به گفته ايشان آيت الله بهبهانی از نقشه کودتای ۲۸ مرداد با خبر بوده
است. ايشان اعتراف ميکند: "عرض کنم که آن وقت
آقای خمينی جزو نزديکان آقای بروجردی بود و حتی معروف بود که وزير خارجه آقای
بروجردی است. هنوز رابطه اش با آقای بروجردی به هم نخورده بود، حد اقل يک بار در
آن قضيه، آقای خمينی از طرف آقای بروجردی به دربار رفت و شاه را ملاقات کرد، بعد
از اين که شاه را ملاقات کرد، من خودم ايشان را ديدم، آقای خمينی را ديدم. خودش
برای من تعريف کرد. گفت که بله، از طرف آقای بروجردی رفتم شاه را ملاقات کردم. در
آن جلسه آقای خمينی واقعاً خيلی شاداب و نيرومند به نظر می رسيد. آقای خمينی به
طوری که برای خود من نقل کرد، گفت بله من به اعليحضرت گفتم که شاه فقيد پدر تاجدار
فقيد شما، اين گروه ضاله "بهايی" را داد به طويله بستند... آقای خمينی
ادامه داد : و الان هم مردم ايران همان جريان را از شما انتظار دارند. اين مطلبی بود
که خود آقای خمينی برای بنده نقل کردند... عرض کنم که آقای بروجردی با شاه توطئه
کرده بود که يک مقدار زيادی اينها {بهائيان} را کنترل کند. از جمله اين که مرکز
تبليغاتشان را که همان حظيرة القدس در خيابان حافظ است، تعطيل نمايد... آن وقت به
همين مناسبت تصميم به توطئه گرفته بودند، توطئه چيده بودند با خود شاه که اين کار
را بکنند. به فلسفی هم دستور داده بودند که برود بالای منبر، توی ملت، ماه رمضان
در مسجد شاه، مردم را آماده برای اين کار بکند و اين کار را هم کردند..."[۱۰]. البته پینوشتهای مقاله
هم خیلی جالب بودند؛ مثه موارد زیر: ۹ _ در کتاب "مرجعيت در
عرصه اجتماع و سياست"، چاپ تهران پائيز ۱۳۷۹ ، با مکاتبات فراوانی از روابط
شاه و دولتهای او با مراجع تقليد و آيات عظام آيت الله ميرزا محمد حسين نائينی،
حاج سيد ابوالحسن اصفهانی، حاج آقا حسين قمی، حاج شيخ عبدالکريم حائری يزدی و حاج
آقا حسين بروجردی و خانواده آیت الله های بهبهانی آشنا می شويم که باعث اعجاب هر
پژوهنده ای خواهد شد. نقل همه اين اسناد در اين مقدمه باعث تطويل کلام می گردد. ۱۰_ خاطرات دکتر مهدی حائری
يزد" (تاريخ شفاهی ايران)، به کوشش دکتر حبيب لاجوردی، ناشر نادر، تهران
۱۳۸۲، صفحات ٤٣ تا ٥٩. ۱۱ _ پس از انقلاب مقداری از
اسناد سرّی ساواک بدست مردم افتاد. روزنامه مجاهد مورخ ٩ ژوئن ۱۹۸۰ عکس سندی مربوط
به سال ۱۳۵۰١ را منتشر کرد که خواندن آن خالی از فايده نيست: "در باره انجمن
تبليغات اسلامی- مسئول انجمن اسلامی در مرکز به منظور مبارزه علمی و منطقی با
بهائيان تقاضا نموده است ساواک در اين زمينه مساعدت های لازم به عمل آورد. با
اعلام درخواست مسئول انجمن مزبور خواهشمند است ضمن تماس با عوامل ياد شده در منطقه
به آنها تفهيم گردد که اقدامات آنها نبايد جنبه تحريک و اخلالگری داشته باشد به
عبارت ساده تر ضمن حفظ نظم عمومی انجمن تبليغات اسلامی مجاز است که با استفاده از
کمکهای ساواک با جامعه بهائی مبارزه کند". امضای مدير کل اداره سوم ساواک .
در ضمن روزنامه صبح آزادگان، بهمن ماه ۱۳۶۰ تحت عنوان "نگاهی به انجمن
حجتيه" مشروحاً به روابط عميق ساواک و انجمن حجتيه پرداخته است.برای اطلاع
بيشتر پيرامون روابط ساواک با انجمن حجتيه مراجعه کنيد به کتاب "حزب قاعدين
زمان" (موسوم به انجمن حجتيه) تأليف عمادالدين باقی" خواندن اصل مقاله که
خیلی هم آموزنده است برای مخصوصا همشهریهای عزیزمون توصیه میکنیم. باز هم عید زیبای بهاری و آزادی پسح رو همراه با عید بهاری نوروز شادباش میگیم. 
آيت الله بروجردی در تلگرافی به شاه بهائيان را
"دشمنان و اخلالگران" سلطنت ايران ناميده و به
شاه مينويسد: "خداوند عزّ شأنه، ديانت مقدسه اسلام و سلطنت ايران را از گزند
دشمنان و اخلالگران حفظ فرموده، وجود مبارک را برای مسلمين مستدام دارد".
"درست صبح روز ۲۸ مرداد، هنوز آفتاب نزده بود تلفن خانه ام
صدا کرد" از خانه آيت الله بهبهانی به ايشان پيغام می دهند که فوراً بياييد
به خانه آيت الله بهبهانی، ايشان "يک کار واجبی" دارند . حائری يزدی به
آنجا می شتابد و آيت بهبهانی ميگويد: "شما همين امروز صبح برويد به قم... پيش
آقای بروجردی و از طرف من بگوييد که آقا، مملکت در شرف اضمحلال است. در شرف از بين
رفتن است، برای اين که صحبت جمهوری اين مملکت است. شاه رفته بيرون و همين امروز و
فردا است که اصلاً تمام اوضاع و احوال مملکت به هم بخورد. اصلاً مملکت ديگر می
افتد آن طرف پرده آهنين. نه اسمی از دين خواهد بود، نه اسمی از ايشان، نه اسمی از
مرجعيت، نه اسمی اصلاً از اصل دين، اصلاً کمونيستی می شود... ايشان هر چه زودتر يک
فکری بکنند... يک دست خطی، يک حکمی صادر بکنند که بالاخره مردم آگاه بشوند از اين
حقيقت، بيايند جلوی توده ای ها را بگيرند. خلاصه نگذارند که مملکت کمونيستی
بشود... عرض کنم حضورتان که (آيت الله بروجردی) البته همان نحوی که بهائيها را مخل
امنيت و استقلال ايران می دانست، توده ای ها را هم می دانست و به همان ترتيبی که با
بهائی ها مبارزه می کرد با توده ای ها هم" مبارزه می کرد."
شاه برای رضايت ملايان، يک اقليت بی آزار دينی را قربانی
مطامع ملايان کرد. در حالی که همه از پير و جوان در ايران ميدانستند که بهائيان
هيچ مخالفتی با حکومت مشروطه نداشته و ندارند و از دشمنان شاه بشمار نمی رفتند.....
پس از آن، باز هم برای رضايت ملايان، ساواک "انجمن
خيريه حجتيه مهدويه" را برای مبارزه عليه بهائيان به وجود آورد که شعب آن زير
نظر ساواک[۱۱] در سراسر کشور تأسيس شد و به فعاليتهای مذهبی و آموزش خبر گيری و
خبر رسانی و ايجاد آشوب در ميان اقليتهای دينی بويژه بهائيان مشغول گرديد. رفته
رفته همين انجمن حجتيه که بی ترديد با تأييد شاه بوجود آمده بود، بر خلاف نظر بنيانگذارانش،
خود شکارگاه "هيئت های مؤتلفه اسلامی" و "سازمان مجاهدين خلق"
گرديد...."![]()
+ بیان شده در Tue 31 Mar 2009ساعت 12:48 از برادران ارجانف |
وای بر ما .... چه فضاحتی بیشتر از این که فاشیسم به ما تبریک بگه سالی رو
و جشنی رو که بنیان او بر آزادی بشر و برابری است ولی همین آقای فاشیسم در
عین حال کوره های آدم سوزی برپار کرده بود و حالا با این وقاحت تمام تبریک
عرض میکنه ... و وقیح تر اینکه این همه سند تاریخی هست ولی بعضی ها هنوز
سنگ خاندان ننگین پهلوی رو به سر و سینه میزنند انگار مثه اعلاحضرتشون توی
مسجدالرفاعی خفته اند.
+ بیان شده در Mon 30 Mar 2009ساعت 12:43 از برادران ارجانف |